تبليغاتX
دیده بان محیط زیست ایران
"محیط زیست متعلق به همه و کوتاهی در حفظ آن خیانت به خودمان است" شهید یحیی شاهکو محلی

باز هم مثل همیشه، امروز عصر کارگزاران هم توقیف شد . البته توقیف دیگه برای ما عادی شده ، به نظرم خیلی دیر توقیف شدیم ! باید ۶ ماه قبل این اتفاق می افتاد ، چون در این مملکت که قلم در غل و زنجیر است ، اگر بخواهی آزادانه بنویسی بیشتر از چند روز و چند ماه دوام نمی آوری!

یکی دیگه جنگ داره ، یکی دیگه قرارداد صلح امضا می کنه و زیرش می زنه ، یکی دیگه بمب و موشک می اندازه ، یکی دیگه سنگرشو پشت کودکستانها بنا می کنه ، اونوقت ما باید از کار بیکار شیم .

آره امروز عصر کارگزاران توقیف شد ، فقط به خاطر چاپ قسمتی از بیانیه دفتر تحکیم وحدت که از تروریست هایی نام برده بود که پشت کودکان و غیر نظامیان فلسطینی سنگر گرفته بودند !  ما توقیف شدیم اما این بار مثل همیشه توقیف نشدیم ! یعنی به جرم توهین به مقدسات و نظام و تهدید علیه امنیت ملی و ... نبود، به خاطر این چیزها توقیف نشدیم به خاطر "حماس" توقیف شدیم.

توقیف شدیم و بعد هم زنگ زدند که روزنامه را تخلیه کنید ، ممکن است بریزند روزنامه و ساختمان روزنامه را آتش بزنند . می دونید چه جوری ؟ همونجوری که توی این یکی دوروزه فروشگاههای بنتون را تنها به دلیل اینکه گفته می شد صاحب آن یک یهودی است ، به آتش کشیدند ، همونجوری که به باغ  سفارت انگلیس حمله کردند ، همون جوری که به سفارت اردن حمله کردند و ....

می بینید ! در این گیر و دار که همه انگشت به دهن توقیف و بیکاری نشسته بودیم حالا باید جونمونو برداریم و بریم تا به جرم نانوشته صهیونیستی بودن نکشند مارو !

از هفته آینده قرار بود صفحه محیط زیست سه روز در هفته بشه و این اتفاق درست زمانی قرار بود بیافته که اتفاقا تعداد صفحات روزنامه قرار بود از ۲۰ صفحه به ۱۶ صفحه کاهش پیدا کنه اما محیط زیست قرار بود یک صفحه هم بیشتر بشه ، ولی حالا دیگه ...

فقط می تونم بگم متاسفم برای کشوری که آزادی بیان داره ، اما آزادی پس از بیان نداره

متاسفم برای کشوری که دوست داره اخبار را وارونه جلوه بده

متاسفم برای کشوری که دموکراسی ، آزادی و مردم سالاری در آن همیشه در حد دروغ بوده و بس !

من که خدا رو شکر هیچ وقت سیاسی نبودم و حالم همیشه از سیاست به هم می خورده ، اما خوشحالم که روزی ما رو هیچوقت حضرات و آقایان نمی دادند . ما هیچوقت از کیسه دولت نون نخوردیم . نه زمان خاتمی و نه زمان احمدی نژاد .

روزی ما روزنامه نگارها رو خدا می رسونه نه دولت کریمه که برای همه گدا و گشنه های دنیا روزی رسان است الا ما جماعت روزنامه نگار منتقد!

ما خیلی وقت بود که توقیف شده بودیم . از همون روزی که حقوق مان را دو سه ماه یکبار دادند ، از همون روزی که با وجود تورم ۲۰۰ درصدی اما حقوق ما مثل حقوق سال گذشته مان ماند و تغییر نکرد .

از همون روزی که به همه هدیه ۳۰۰ هزار تومانی رییس جمهور را دادند الا بچه های کارگزاران و اون هم فقط به ۹ نفر !

ما خیلی وقته که توقیف شدیم ، از وقتی که احمدی نژاد  اومد روی کار و دادن آگهی به روزنامه های مخالف را ممنوع کرد ، از همون روزی که سهمیه کاغذ و اعطای یارانه به مطبوعات منتقد قطع شد . از همون وقتی که هدیه یک میلیون دلاری خاتمی که قرار بود پول لپ تاپ بشه برای ما خبرنگارا اما وزارت ارشاد احمدی نژاد پخش اش کرد بین روزنامه نگارهای راستی و حروفچین ها و صفحه بند ها و ... الا خبرنگارهای روزنانه های منتقد. اگر هم به این طرف رسید به قید قرعه بود و از هر ۵ نفر یکی !

آره ما پوست مان به توقیف کلفت شده ، به بیکاری و نداشتن امنیت شغلی و نداشتن بیمه و حتی نداشتن حداقل مزایای یک کارگر صفر کیلومتر هم عادت کردیم . چون اینجا ایران است ، چون دیگران تصمیم می گیرند برای ما ، چون دیگران می گویند چه لباسی بپوشیم و با چه قیافه ای بیرون بیاییم ، چون دیگران تصمیم می گیرند که در عین بی عدالتی در هوای مسموم و پر از دود نفس بکشیم و روزانه دهها تن گوگرد و کربن را در ریه های خود رسوب دهیم . چون دیگران تصمیم می گیرند که چه بنویسیم و چه ننویسیم ، چون دیگران تصمیم می گیرند که به چه کسی رای بدهیم ، و این یعنی مردم سالاری ، یعنی آزادی ، عدالت و آخر حقوق بشر ایرانی!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 دی1387ساعت 23:0  توسط مژگان جمشیدی  | 
Balatarin