|
"محیط زیست متعلق به همه و کوتاهی در حفظ آن خیانت به خودمان است" شهید یحیی شاهکو محلی
|
|
|
|
||||
|
صفحه محیط زیست آینده نو بعد از ۴ روز فروپاشی یا به قول بعضی دوستان پاکتراشی از روز چهارشنبه منتشر میشود. آقای وصال ، مدیر مسئول فهیم و با درایت آینده نو ، با بازگشت این صفحه ان هم به نام "محیط زیست" و فقط برای "محیط زیست" موافقت کرد! امروز معاون سردبیر روزنامه که البته یه کم هم از دست من گلایه داشتند(!) ،بهم گفت که محیط زیست هیچ وقت قربانی تختی و ورزش نشده و نمی شود! دوستان عزیز بلاگر ، داوطلبان جبهه سبز ایران، اعضای محترم تشکل های زیست محیطی از سراسر کشور و خوانندگان محترم روزنامه!! واقعا منو توی این چند روز که صفحه در نمی آمد شرمنده کردید ، دست همه شما را به گرمی می فشارم و از همه شما عزیزان ممنون، این علاقه و پیگیری شماها به من نشان داد که علاقمندان به محیط زیست در این سرزمین و حتی دور و بر من کم نیستند و منو برای ادامه این راه سخت هر چه بیشتر امیدوار کردید. از همه شما سپاسگذارم ، من به نمایندگی از طبیعت مظلوم سرزمین ام از همه شما ممنونم که تا این حد عرق و شرف و وجدان زیست محیطی دارید. ای کاش همه ما بتوانیم دست در دست هم فکری برای حفظ میراث های ارزشمند طبیعی این سرزمین بکنیم. شما نشان دادید که مدافعان و دیده بانان شایسته ای برای محیط زیست ایران هستید. خانم دکتر ابتکار از حساسیت شما هم متشکرم. امیدوارم این صفحه با کمک همه دوستداران طبیعت بتواند در ارتقای فرهنگ زیست محیطی مردم و مسئولان موثر واقع شده و گامی رو به جلو بردارد. اما یه تشکر ویژه دارم از جناب آقای وصال که با حوصله صحبت های مرا شنیدند و موضوعاتی که از سوی بلاگرها و خوانندگان منعکس شده بود مطالعه کردند. به هرحال این روزها توی این جماعت مطبوعاتی که فقط دنبال سیاست و پول و ... هستند امثال ایشان کم هستند و حقیقتا بدون تعارف می گویم که در طول ۶ سال کار مطبوعاتی ام تاکنون چنین تریبونی گسترده هیچ کس در اختیارم نگذاشته بود. محیط زیست در آِینده نو، از روز چهارشنبه به جای صفحه ۷ در صفحه ۶ منتشر خواهد شد. امروز سه شنبه مصادف با جشن حمایت از حیوانات با مطلبی از انجمن حمایت از حیوانات اصفهان از آقای دکتر سپنتا در آینده نو همراه باشید. البته انحلال صفحه محیط زیست شاید یک حسن بزرگ هم داشت! آن هم اینکه من بلاگر شدم تا سر شماها راببرم! اما باورکنید این دلیل کافی برای بلاگر شدن من نبود! اشعار گره گشای حافظ شیرازی که استاد عزیزم آقای درویش از شیراز برای من آورده بودند حقیقتا من را دگرگون کرد، اینقدر که وقتی جمعه شب مهار بیابان زایی ایشان را خواندم می خواستم پرواز کنم. آقای محمد درویش هزاران هزار بار از اینکه در جوار آرامگاه نورانی و روح نواز حافظ سفارش بنده را هم به جا آوردید متشکرم ، راستی من یه خبرنگار محیط زیستی هم می خواهم ، البته خانم مریم طالشی جدیدا همکار من شده و همکاری خوبی هم با من و گروه دارد. ولی من یه خبرنگار دیگه هم می خواهم که اگر کسی مایل بود می تواند اعلام کند، شرط لازم برای خبرنگاری محیط زیست: اول علاقه به کار روزنامه نگاری و پیگیر بودن و خوش قلم بودن است و دوم داشتن تخصص مرتبط با علوم طبیعی! البته استثنا هم می تواند داشته باشد بعضی ها رشته مرتبطی ندارند ولی چون علاقه دارند پیگیر می شوند و یاد می گیرند، حالا هم روزنامه نگاری را و هم محیط زیست را. حقیقتا توی این ۵ یا ۶ ماه اخیر کلی زحمت کشیدم تا بالاخره یه مریم طالشی را کشف کردم! اینقدر که وقت گذاشتم با ۱۰-۱۲ نفر داوطلب سر و کله زدم ، ساعتها صحبت کردم ، اصول و فنون گفتم واقعا دهنم دیگه کف می کرد! اما این طفلی خودش آمد روزنامه برای کارآموزی و من همون روز اول از میان ان همه کار آموز با اولین خبری که تنظیم کرد دریافتم بالاخره یه خبرنگار محیط زیست ازش ساخته می شه ، پیگیر بود و همین برای من قابل تحسین بود که بدون اینکه من راهنمایی آنچنانی کنم می رفت مطلب می آورد ، و البته باهوش و فارغ التحصیل در رشته آبخیز داری . پیوست:
+
نوشته شده در سه شنبه 26 دی1385ساعت 1:34 توسط مژگان جمشیدی
|
|
|||||
|
|||||