|
"محیط زیست متعلق به همه و کوتاهی در حفظ آن خیانت به خودمان است" شهید یحیی شاهکو محلی
|
|
|
|
||||
|
بعضي از دوستان درخواست كرده بودند چون صفحه پرونده روزنامه هم ميهن فعلا از طريق سايت قابل دسترسي نيست مطالب چاپ شده در صفحات ۱۲،۱۳،۱۴،۱۵ روزنامه به تاريخ ۱۶ خرداد را كه به محيط زيست اختصاص يافته بود ، در وبلاگ قرار دهم .
اين مطلب در صفحه ۱۲ روزنامه روز ۱۶خرداد به چاپ رسيد دعا براي يگانه زمين مينا جلالي اين سكوت، عجيب و باورنكردني است. سكوت و سر فرود آوردن به معناي پذيرفتن اين باور كه زمين تبدار ما، روزبهروز به پايان حيات نزديكتر ميشود. اين سكوت، عجيب و باورنكردني است. روندي كه 15 سال پيش شروع شد و تا چند سال پيش با فعاليت باورنكردني نهادهاي مدني به اوج رسيد، به يكباره با سكوتي آميخته شده كه گويي همه باور كردهاند فرصتي براي نجات يگانه زمينمان باقي نمانده است. سكوتي كه نشانههاي آن در آن سوي مرزها هم ديده ميشود. گو اينكه مدتهاست براي حزبهاي سبز و گروههاي فعال زيستمحيطي اروپا، فعاليت سياستمداران و دولتمردانشان در مواجهه گرم شدن هوا و زبالههاي هستهاي و آسيبهاي زيستمحيطي ناشي از جنگ، به تكراري رسيده كه ديگر ضرورتي براي يادآوري دوباره نجات زمين و ساكنان آن ديده نميشود. اين سكوت نهادهاي مدني در داخل كشور عجيبتر و باورنكردنيتر است. اعلام ورود هفت تالاب بينالمللي ايران در فهرست قرمز «مونترو»، حساسيت و اعتراض هيچكدام از هزاران NGO زيستمحيطي ايران را برنتابيد. اين سكوت ادامه داشت حتي تا زماني كه به صراحت اعلام شد زبالههاي نفتي راهي جز هدايت به تالاب شادگان را ندارند و زبالهها همچنان در ميان تالابها و رودخانهها و خزر و خليج فارس رها شدند بدون اينكه هيچ كدام از خبرگزاريها هيچ بيانيه اعتراضي از يكي از اين نهادهاي مدني منتشر كند كه ساكنان زمين از حق زيستن خود آگاهي دارند. سكوت ادامه يافت و پيش رفت. هيچكس نپرسيد چرا استانداران شمالي طي نامهاي به هيات دولت درخواست نقض مصوبات قبلي را داشتند تا بتوانند با وجود همه حساسيتهايي كه ديده و تذكر داده شد تا در اين سه استان صنايع آلاينده احداث نشود، پتروشيمي و پالايشگاه و شهرك صنعتي در دل مرتع و جنگل و در همسايگي تالابها جا بگيرد، در حالي كه بسياري از كارشناسان اقتصادي در سكوت و دوري جستن از انگ مخالف فعاليتهاي توسعهاي دولت، اعلام ميكردند هيچكدام از اين پروژههاي صنعتي توجيه اقتصادي لازم براي سودآوري و اشتغالزايي مناسب ندارند، سكوت ادامه دارد. حتي هيچكدام از اين نهادها وارد عرصه نشدند تا از وزير جهاد كشاورزي پرسش كنند چرا بدون لحاظ نظر مديركل منابع طبيعي گيلان، مصوبه كميسيون غيركشاورزي استان گيلان را مبني بر احداث شهرك صنعتي با 120 هكتار فضا در دل جنگلهاي پهنبرگ لاكان پذيرفته كه حالا اين اراضي را دوباره پس ميگيرد. مدتهاست كه بسياري از اين نهادها چشمان خود را بستهاند و چشم و گوش به گزارشهاي كارشناسان كنوانسيون دارند؛ وقتي در روز جهاني تالابها بهسادگي اعلام ميشود هفت تالاب بينالمللي ايران در فهرست قرمز قرار دارد و همچنان زبالههاي نفتي در تالاب شادگان تخليه ميشود و احداث پتروشيمي گلستان در كنار سه تالاب بينالمللي اين استان كه از ارزش زيستمحيطي بالايي هم برخوردار است، مصوب ميشود. وضعيت تالابهاي ساحلي ايران نامطلوب گزارش شده تا آنجا كه تعادلهاي اكولوژيك آنها در حالت شكننده و ناپايدار قرار گرفته است. تالابهاي شورگل، مجموعه تالاب انزلي، آلاگل، آلماگل و آجيگل، شادگان و خورالاييه و خورموسي، تبريز و كميجان و هامون پوزك و هامون صابري و هيرمند كه از لحاظ معيشت اهالي منطقه از اهميت اقتصادي بسزايي برخوردار هستند در فهرست قرمز مونترو قرار دارند. اما اين همه ماجرا نيست. ماهيگيري براي معيشت ضربه خود را از مدتها پيش به بقاي منابع آبي وارد كرده است. از سوي ديگر، كارشناسان اعلام كردهاند كه در طول 20 سال گذشته سطح جنگلهاي مانگرو جهان حدود 35 درصد كاهش پيدا كرده است. اين خطر كاهش بهويژه در 200 منطقه مانگرو كه به عنوان تالابها يا زمينهاي مربوط و حاصلخيز مهم بينالمللي در كنوانسيون تالابهاي رامسر، ثبت شدهاند بيشتر احساس ميشود. طبق آخرين آمار، فعاليتهاي ماهيگيري بهعنوان عامل اصلي كاهش 42 درصدي جنگلهاي مانگرو تا سال 2007 اعلام شده است، از اينرو كنوانسيون تالابهاي رامسر بر به ثبات رسيدن سطح فعاليتهاي ماهيگيري در جهان به عنوان يك اقدام ضروري و فوري در جهت حفظ مانگروها تاكيد ميكند. كنوانسيون رامسر مستقر در قلب ايران همه اين نكات را تاكيد ميكند. بدون اينكه سياست ويژهاي براي حفظ جنگلهاي مانگرو ارائه دهد و بدون اينكه در اين ارائه آمار كاهش آبزيان، سياستي را در راستاي حمايت از ماهيان خاوياري و جلوگيري از انقراض آنها تدوين كند و پول، حرف نخست همه اين سياستها و سياستگذاريهاست. خاويار كشورهاي همسايه خزر در حجمي انبوه و با قيمتي حداقل قاچاق ميشود و بازار را در تصرف خود درميآورد تا ماهيهاي جوان و مولد بيشتري در خزر در تورهاي ماهيگيراني بيفتند كه فراموش كردهاند ماهيان خاوياري اين درياچه نسل باقيمانده از دايناسورهايي هستند كه در 20 سال گذشته تعداد آنها به حداقل رسيده است. چشمان حافظان محيطزيست باز است اما گويي مدتهاست مبارزان حافظ محيطزيست، به زمين نشستهاند تا در مراسم دعايي كه ديروز در كليساهاي نروز براي آينده زمين برگزار شد، تنها به بلند كردن دستها و دعا اكتفا كنند. اما دعا به تنهايي كافي نيست. مسوولان بلندمرتبه دنيا گردهم دوباره جمع شدند تا به يك نتيجه قطعي و نهايي برسند و آن تكيه بر جوامع محلي و كوچك براي نجات حيات زمين است؛ تنها راه و آخرين گزينه باقيمانده براي طولانيتر شدن حيات روي كرهزمين. چندي پيش 80 عضو اتحاديه جهاني حفاظت IUCN به عنوان نمايندگان دولتي و جوامع محلي گردهم آمدند تا برنامه كاري حفاظت منطقهاي را با محوريت پرداختن به جوامع محلي در دستور كار خود قرار دهند. اين بار همه ميدانند دولت آمريكا به پروتكل كيوتو نخواهد پيوست و گازهاي گلخانهاي همچنان افزايش خواهد يافت و گرماي زمين بيشتر و بيشتر خواهد شد و يخچالهاي قطبي بيشتر و زودتر از موعد مقرر آب خواهند شد و دنيا براي جمعآوري و حفظ قطرهقطره آبهاي شيرين، جنگهاي سرد و گرم را دوباره دنبال خواهد كرد و اين بار اين جوامع محلي هستند كه بايد صلح و حيات را تقديم كره خاكي كنند. كجا زندگي ميكنيم ما در كشوري زندگي ميكنيم كه يك هزار و 790 واحد آلاينده در كشور فعاليت دارد. استفاده نادرست و نامناسب از اراضي و خاك منجر شده تا 34 ميليون هكتار از مساحت كشور به بيابان تبديل شود و استفاده بيرويه از كودهاي شيميايي براي تضمين دستيابي به محصول بيشتر، عمر خاك را محدود و سفرههاي زيرزميني آب را با تشديد آلودگي مواجه كند و مهمتر اينكه در 40 سال گذشته 11 درصد از جنگلهاي شمال ايران با كاهش سطح مواجه شده است و ايران از نظر شاخصهاي پايداري محيطزيست با كسب رتبه 132 در بين 146 كشور جهان در انتهاي جدول جهاني قرار گرفته كه در اين جدول 146 كشور جهان از نظر وضعيت زيستمحيطي، اجتماعي و اقتصادي مورد ارزيابي قرار گرفتند و ايران در اين ارزيابي با كسب 39/8 امتياز بعد از كشورهاي آنگولا، بوركينافاسو، ويتنام و ليبي در مقام 132 جهان قرار گرفته است. از سوي ديگر خليجفارس و خزر در گروه آبهاي آلوده جهان قرار گرفتهاند و كنوانسيونهاي مصوب هيچكدام نتوانسته روند تازهاي در نجات اين آبها از آلودگي آغاز كند. در حال حاضر بيش از 90 درصد آلودگي خزر ناشي از فعاليتهاي صنعتي روسيه است كه از طريق رودخانه ولگا به اين دريا سرازير ميشود. از سوي ديگر ايران 8/2 برابر جهان از آلودگي هوا خسارت ميبيند به طوري كه خسارت آلودگي در ايران 26 برابر سوئد و فرانسه اعلام شده است. رئيس سازمان حفاظت محيطزيست نيز به نامناسب بودن زيرساختهاي صنايع گاز، نفت و پتروشيمي اشاره ميكند كه توسعه تاسيسات نفت و پتروشيمي در عسلويه و بندر امام متناسب با استانداردهاي محيطزيست نيست. 60 درصد پستانداران ايران در معرض تهديد به انقراض قرار دارند و رودخانههاي جاري كشور در مواجهه با آلودگي، منتظر مصوبات جديد هستند تا ميزان آلودگي و منابع آلاينده آنها شناسايي شود. در اين شرايط، معاون آموزش سازمان حفاظت محيطزيست خبر ميدهد روزانه 100 گونه جاندار در حال انقراض از بين ميرود. در اين انقراض، با وجود همه تلاشهاي انجام شده، سطح بيايان ايران روزبهروز بيشتر ميشود و آلودگي هواي شهرهاي بزرگ ميرود تا آلودگي شهر تهران را پشت سر بگذارد. عمر ايرانيها متاثر از همه آلودگيها كوتاه و كوتاهتر ميشود. شايد لازم باشد ما هم براي روز جهاني محيطزيست دستهاي دعا را بلند كنيم و فقط دعا كنيم. تنها گزينه باقي مانده.
+
نوشته شده در سه شنبه 22 خرداد1386ساعت 19:2 توسط مژگان جمشیدی
|
|
|||||
|
|||||