تبليغاتX
اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات دیده بان محیط زیست ایران - تصویر زیبای توله تازه متولد شده پلنگ ایرانی در باغ وحش بوداپست
"محیط زیست متعلق به همه و کوتاهی در حفظ آن خیانت به خودمان است" شهید یحیی شاهکو محلی

تولد سه توله پلنگ ایرانی در باغ وحش بوداپست مجارستان ، بدون شک بهترین خبری است که در چند ماه اخیر شنیدم، خبرگزاری آسوشیتدپرس  با اعلام این خبر و انتشار این تصویر زیبا و غرور انگیز از تولد سه قلوهای پلنگ ایرانی ، بارقه های امید را در دل ما روشن کرد . امید به اینکه اگر در این سرزمین ، پلنگ ها و یوزپلنگها و دیگر گونه های جانوری و گیاهی سرزمین ام به پشیزی هم نمی ارزند اما انسانهایی در آن سوی مرزها در خارج از ایران هستند که بقای نسل گونه های جانوری و تنوع زیستی سرزمین ام برایشان مهم باشد.

این سه قلو های زیبا در روز ۱۴ ژوئن در باغ وحش بوداپست متولد شدند که دو توله به نام های Bella و Bara ، ماده و دیگری به نام Bahar ، نر است . پدر و مادر این توله ها از سال ۲۰۰۳ به این باغ وحش منتقل شدند و نخستین فرزندان خود را در سال ۲۰۰۵ متولد کردند. سه قلوهای تازه متولد شده بعد از یکسال قرار است به سایر باغ وحش های جهان منتقل شوند .

اما نکته قابل توجه در خبر این است که این خبرگزاری از این جانور با عنوان Persian leopard نام برده و در کمال تعجب بدون آنکه اشاره ای به نام ایران داشته باشد ، زیستگاه این جانور را عراق ، افغانستان و ارمنستان عنوان کرده است و حتی گوش چشمی هم به زیستگاه اصلی این حیوان در ایران نکرده است !!

البته تعجب نکنید ! ما چه چیزی را برای خودمان حفظ کردیم که حالا اصل و نسب پلنگ ایران را بخواهیم حفظ کنیم ! از مولانا و زرتشت گرفته تا عید نوروز و ...  ، همه را به ثمن بخس از صدقه سری دولتمردانی که کوچکترین توجهی به ارزش های فرهنگی و طبیعی و تاریخی این سرزمین نداشته و ندارند ، همه را از دست دادیم .

حال چه اهمیت دارد Persian leopard مال ایران باشد یا افغانستان یا ارمنستان یا مجارستان ! مسئله این است که امروز اگر حیات وحش ایران در سرزمین آبا و اجدادی خود رنگ آرامش را نمی بیند و در استان لرستان به طرز ناجوانمردانه ای به خاک و خون کشیده می شود، اما بیرون از این مرزها همه برایشان سر و دست می شکنند و آنها را روی چشمشان می گذارند . 

پس روی از شرم بپوشانیم که هزاران هزار جوجه تازه متولد شده فلامینگو را در نتیجه سدهای ویرانگر و ننگینی چون سیوند در زیر خروارها نمک بر بستر خشک و تفیده بختگان دفن می کنیم ، جنگل ها و پارک های ملی مان را به کارگاه ساختمانی و عمرانی سدها ، راهها ، کارخانجات ، اسکله و بنادر ، پادگان ها و ... بدل می کنیم و دشت هایمان را اینقدر خالی از آهو و جبیر می کنیم که امروز یوز ایران از فرط گرسنگی مجبور باشد به کوهستان پناه ببرد.

ننگ بر ما!! و خداوندگار حفظ کند همه آن حافظان حیات را در خارج از مرزهای ایران!

خداوند عمر با عزت بدهد به همه اون اجنبی هایی که دلشان بیشتر از ایرانی برای تاریخ و فرهنگ و طبیعت این سرزمین می سوزد. اینقدر که میراث فرهنگی مان را در لوور و بریتیش میوزیم حفظ می کنند و میراث طبیعی این سرزمین را در باغ وحش کلن و بوداپست و ...

از همکار خوبم ،سحر نمازی خواه در روزنامه توقیف شده هم میهن که لینک این مطلب را برایم فرستاد، سپاسگزارم.

 در این ارتباط:

عکس های خانواده توله پلنگ های ایرانی را در تارنمای مرد خاکی ببینید و لذت ببرید

پیوست:

سیل در گلستان: تکرار تراژدی یا تراژدی تکرار و فراموشی ؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 مرداد1386ساعت 2:50  توسط مژگان جمشیدی  | 
Balatarin