تبليغاتX
اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات دیده بان محیط زیست ایران - مرگ در پارك ملي خجير پرسه مي زند
"محیط زیست متعلق به همه و کوتاهی در حفظ آن خیانت به خودمان است" شهید یحیی شاهکو محلی

هر چند با سرد شدن هوا در چند هفته اخير و بارش سنگين برف به نظر مي رسد تلفات گسترده بين گله هاي قوچ وميش تا حدي متوقف شده باشد اما خطر همچنان در كمين حيات وحش پارك ملي خجير است .

"مرگ در پارك ملي خجير پرسه مي زند " عنوان يادداشت ديگري است از شيوع بيماري مرگباري كه طي چند روز اخير بسياري از دوستان بلاگر به آن پرداختند . اين يادداشت ديروز يكشنبه ۳۰/۱۰/۸۶ در روزنامه كارگزاران به چاپ رسيد .

 

مرگ در پارك ملي خجير پرسه مي زند

مژگان جمشيدي – يك مقام آگاه در سازمان حفاظت محيط زيست از مرگ بيش از  يكصد قوچ و میش در پارك ملي خجير طي دوماه اخير خبر داده است . به گفته او شواهد موجود نشان مي دهد كه به احتمال زياد قوچ و ميش ها به بيماري خطرناكي موسوم به شاربن مبتلا شدند به نحوي كه شيوع اين بيماري در بين گله هاي وحوش تا به امروز جان بيش از 100 قوچ و ميش البرزي را گرفته است .

 

اما اينكه چرا  سازمان محيط زيست تا به امروز هيچ گونه اطلاع رساني در اين مورد نداشته و همچنان كما في السابق منكر وجود هر گونه بيماري در پارك ملي خجير و مرگ و مير وسيع قوچ و ميش ها است ،‌ خود پرسش ديگري است كه هنوز پاسخ درستي براي آن نمي توان يافت. شايد اگر اطلاع رساني صورت مي گرفت مطابق معمول، منطقه مي بايست قرنطينه مي شد و از ورود شكارچيان و بازديدكنندگان به داخل پارك و حتي مناطق پيراموني آن جلوگيري و صدور پروانه شكار هم به دست فراموشي سپرده مي شد كه قطع يقين براي سازمان محيط زيست چندان خوشايند نبوده و نيست! در آخرين اظهار نظر رسمي نيز، قوام الدين بزرگيان مدير كل محيط زيست استان تهران، هفته گذشته درست يك روز قبل از اينكه از سمت خود بركنار شود ‌، این خبر را رد کرد و گفته:" در چند روز گذشته که به این مناطق علوفه بردیم هیچ حیوانی بر اثر سرما نمرده بود. اگر هم حیواناتی مردند باید صبر کنیم تا برف ها آب شوند" . او مرگ قوچ و ميش ها در اثر بيماري را كاملا رد كرده و وانمود كرده حتي در اثر سرما هم حيواني نمرده كه اگر هم چنين باشد به گفته ايشان بايد تا بهار و آب شدن برفها صبر كنيم! اصلا شايد تا آن موقع ديگر قوچ و ميشي باقي نمانده باشد كه سازمان محيط زيست بخواهد زحمت پيگيري علت مرگ و مير انها را به خود بدهد.

 

به هر حال مهمترين مرجعي كه مي توانست در اين مورد اطلاع رساني كند اداره كل محيط زيست تهران بود چرا كه مسئولان اين اداره درست در يك قدمي پارك ملي خجير و سرخه حصار قرار دارند، اما مسئله بيماري قوچ و ميش هاي پارك ملي خجير و بي اطلاعي مدير كل اسبق محيط زيست از اين واقعه نشان داد كه اصولا اگر پارك هاي ملي استان تهران روزي از روي نقشه جغرافيايي هم پاك شوند باز هم مديران اين اداره يا از همه جا بي خبر هستند و يا اگر هم خبر دارند مسائل مهمتر از محيط زيست اجازه نمي دهد تا پيگير وضع پيش آمده باشند . فقط كافي است به پيشينه برخي تخريب هاي صورت گرفته در پارك ملي خجير و سرخه حصار در يكي دوسال اخير رجوع كنيم تا دريابيم ،‌ چه آن زمان كه درختان پارك جنگلي سرخه حصار در حريم پارك ملي توسط لودرهاي شهرداري زير و رو مي شد و چه آن زمان كه 11 كيلومتر خط لوله نفت و جاده هاي دسترسي به آن به مدت دو ماه در دو منطقه جاجرود و سرخه حصار احداث مي شد و چه آن زمان كه هزاران درخت زيتون در پارك ملي سرخه حصار توسط نيروهاي شهرداري كاشته مي شد و ... ،‌ اداره كل محيط زيست استان تهران باز هم از موضوع بي اطلاع بوده است.

 

هر چند با سرد شدن هوا در چند هفته اخير و بارش سنگين برف به نظر مي رسد تلفات گسترده بين گله هاي قوچ وميش تا حدي متوقف شده باشد اما خطر همچنان در كمين حيات وحش پارك ملي خجير است. از سوي ديگر از انجا كه اين بيماري يك بيماري مشترك بين انسان و دام است ،‌ آلودگي منطقه مي تواند براي جوامع انساني پيرامون پارك و حتي بازديدكنندگان از پارك نيز خطر آفرين باشد . عبدالرضا باقری، مدیر روابط عمومی انجمن حمایت از حیوانات ايران با تاييد اين خبر مي گويد: مسوولان سازمان محيط زيست نمی خواهند این خبر رسانه یی شود حال آنكه که بیماری شاربن يا سياه زخم بسیار خطرناک و مشترک بين انسان و حیوان است. وي در پاسخ به اين پرسش كه چطور و از چه راهي ممكن است حيات وحش به عامل بيماريزا مبتلا شده باشند مي گويد: عامل این بیماری نوعي باكتري به نام "باسیلوس آنترازیس" است. از ويژگي هاي مهم اين باكتری توليد هاگ يا اسپور در شرايط سخت محيطي مثل سرما است كه تا سالها مي تواند در محيط باقي بماند  اما به محض فراهم شدن شرايط و گرم شدن هوا بار ديگر باكتري فعال شده و بيماري ايجاد كنند .

 

به گفته او بيماري شاربن مي تواند به سه شكل پوستی، گوارشی و تنفسي ايجاد بيماري كند اما با توجه به نوع بيماري كه منجر به مرگ و مير قوچ و ميش ها شده به نظر مي رسد عامل بيماري زا از طريق گوارشي حيوانات را آلوده كرده است . حال اين آلودگي مي تواند از طريق علوفه آلوده باشد و هم مي تواند به دليل وجود دامداري هاي متعدد در منطقه و احيانا تردد دام هاي آلوده در منطقه بوده باشد كه نهايتا بيماري از اين طريق به حيات وحش منتقل شده است . به گفته او  اگر لاشه حیوانات تلف شده در دسترس پرندگان و یا حیوانات شکاری قرار گیرد ممکن است بطور وسیع و خطرناکی باكتري در خاک پراکنده شود بنابراین انتشار باكتري بيماريزا در یک منطقه ممکن است بوسیله جریان آب، حشرات، سگها و سایر گوشتخواران، پرندگان شكاري و یا مدفوع دامهای مبتلا تامین شود. باقري نشانه های بیماری در لاشه حیوانات تلف شده را خروج خون از کلیه منافذ طبیعی بدن پس از مرگ و عدم انعقاد خون خارج شده عنوان مي كند و مي گويد: لاشه ها بايد در گودال هايي عميق با آهك دفع شود تا از انتقال عامل بيماريزا جلوگيري شود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 بهمن1386ساعت 10:12  توسط مژگان جمشیدی  | 
Balatarin