تبليغاتX
دیده بان محیط زیست ایران - گراز وحشي يا انسان وحشي ؟
"محیط زیست متعلق به همه و کوتاهی در حفظ آن خیانت به خودمان است" شهید یحیی شاهکو محلی

چند سال قبل در روزنامه شرق، ‌مطلبي نوشتم با عنوان " پلنگ وحشي يا انسان وحشي ؟" و امروز مي خواهم از خبرنگار محترم ايسنا در گيلان بپرسم: گراز وحشي است يا انسان؟

خبرگزاري ايسنا امروز در خبري اعلام كرده است : "يک گراز وحشي به دليل کمبود غذا ناشي از بارش برف به دهستان ضيابر صومعه سرا حمله کرد. " ايسنا در توضيح اين واقعه نوشته : " يک راس گراز وحشي وارد دهستان ضيابر شهرستان صومعه سرا شد که ترس و وحشت اين منطقه را برانگيخت. اين گراز با کمک اهالي و بدون پديدآوردن حادثه‌اي منطقه را ترک کرد. کارشناس صومعه‌سرا علت اين پديده را بارش بيش از حد برف و کمبود غذا براي اين حيوان اعلام كرده‌اند. "

به عنوان يك روزنامه نگار محيط زيست در ابتدا مي خواستم تاكيد كنم كه در جامعه ناآگاهي چون ايران بكار بردن واژه هايي چون وحشي براي حيوانات آن هم در ادبيات روزنامه نگاري ،‌نه تنها فرهنگسازي نيست بلكه ضد فرهنگ محيط زيست هم هست! ‌چون مردم ايران به قدر كافي هر جنبنده اي ولو مورچه را هم وحشي مي پندارند چه رسد به اينكه ما هم از واژه هايي چون "وحشي" استفاده كنيم .

دوم اينكه ،‌پرسش من اين است كه اگر اين "گراز وحشي" به روستا حمله كرده پس چطور بدون پديد آوردن حادثه محل را ترك كرده است ؟؟!! براستي اگر يك انسان وحشي به اين روستا حمله مي كرد آيا بدون حادثه محل را ترك مي كرد ؟!

مي خواستم بگويم  اين گراز نيست كه وحشي است ، ‌اين پلنگ و يوز و خرس نيست كه وحشي است !‌ اين انسان است كه وحشي است! فقط كافي است به حوادثي كه در خصوص حيات وحش رقم خورده نگاهي بياندازيم تا دريابيم انسان وحشي است يا حيوان ! انسان هايي كه يك توله پلنگ را درچالوس ۴ سال قبل ،‌ به صورت زنده تكه تكه كردند ،‌ در سوادكوه گرگ مادر را با پستان پر از شير به آتش كشيدند ،‌در بافق سه توله بي گناه و مظلوم يوز ايراني را در آتش سوزاندند ،‌ در گيلان خرس را تكه تكه كردند و گوشتش را بردند تا نوش جان كنند و در گلستان باز هم خرس را با تبر زجر كش و سپس دست و پايش را قطع كردند و ... آيا اينها انسان هاي سالمي هستند؟

براستي چه كسي وحشي است؟ روي از شرم بپوشانيم كه از ما جماعت انسان ،‌وحشي تر و خونخوار تر پيدا نمي شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 بهمن1386ساعت 14:10  توسط مژگان جمشیدی  | 
Balatarin