|
"محیط زیست متعلق به همه و کوتاهی در حفظ آن خیانت به خودمان است" شهید یحیی شاهکو محلی
|
|
|
|
||||
|
این زیبا ترین عکسی است که به اعتقاد من تاکنون از پلنگ ایران در زیستگاه گرفته شده ، محمود شکیبا ، کارشناس اداره کل محیط زیست استان گلستان ، سال گذشته در شهریور ماه ، از فاصله ای نزدیک موفق به شکار این لحظه شد . پلنگ به آرامی بر روی تخته سنگی در منطقه آلمه در پارک ملی گلستان خوابیده بود و اینچنین به شکیبا می نگریست و به او فرصت داد تا بیش از ۳۰ فریم از او عکاسی کند و سپس از جا بلند شد و از نظرها دور شد. این نخستین بار نیست که پلنگ چنین آرام در برابر انسان ظاهر می شود . در مصاحبه ای که سال گذشته با دکتر مسعود شکیبا ، دامپزشک و برادر محمود شکیبا انجام داد ایشان تعریف می کرد که چند سال قبل یک پلنگ که توسط شکارچیان مسموم شده بود و حتی با گلوله مجروح هم شده بود ، صبح زود پشت در پاسگاه محیط بانی آمده بود اما تا دکتر از راه برسد پلنگ جان باخت ، همین پارسال هم پلنگی که از ناحیه چشم دچار آسیب شده بود و بینایی اش را به دلایلی موقتا تاحدی از دست داده بود ، به کمپ گلزار در پارک ملی گلستان آمد ، داخل یکی از اطاق ها رفت و بدون آنکه به کسی حمله کند با آمدن محیط بانان و داپزشک داخل قفس رفت و به گرگان منتقل شد تا دکتر شکیبا او را معالجه کند و بعد هم که بهبودی حاصل شد اینقدر در داخل قفس غرش کرد و فریاد کشید تا نهایتا قبل از آنکه گردنبد ردیاب از تهران به گرگان برسد مجبور شدند مجددا دوباره او را به پارک ملی گلستان برگردانند . چه صحنه زیبایی بود لحظه آزادی ، این فیلم که توسط اداره کل محیط زیست تهیه شده بود در سیما پخش شد و من نظاره گر بودم که چطور پلنگ وقتی به منطقه آلمه رسید آرام و بی صدا ، مات و مبهوت شده بود و از قفس بیرون نمی آمد ، یکی ازمحیط بانان بر روی سقف قفس پلنگ که داخل نیسان بود رفته بود و تکه گوشتی را به دست گرفت و بعد از برداشتن در قفس گوشت را آویزان کرد اما پلنگ از قفس خارج نشد و همین طور آرام نشسته بود تا اینکه محیط بانان قفس را کج کردند و او را به سمت پایین ماشین هل دادند تا از قفس خارج شود و بعد از خروج پلنگ نگاهی به سرزمین زیبای پارک ملی گلستان انداخت و ... ببینید این تصویر پر غرور و زیبای همان پلنگی است که ما بی رحمانه آنها را به کشتن می دهیم و با انواع سلاح های سرد و گرم به جان انها می افتیم ، این تصویر همان پلنگی است که امروز می رود تا سرنوشتی چون یوز ایران را پیدا کند . بنگرید که این همان پلنگی است که مشابه آن را در پارک ملی خبر کرمان همین دو ماه قبل ماموران محیط زیست به گلوله بستند و بعد که تازه حیوان نمرد اسلحه را داخل دهانش گذاشتند و دو گلوله درداخل دهانش شلیک کردند . این وحشی گری را چطور میتوان توجیه کرد ؟ اون هم از جانب کسانی که خود متولی حفظ حیات وحش هستند. به خدا قسم که هیچ حیوانی درنده تر و بی حیا تر و وحشی تر و خوانخوار تر از انسان نیست. ما آدم ها ، روی هر چی حیووونه از وحشی گری سفید کردیم ، چه نشسته ایم که پلنگ ایران از دست رفت ! عنوان مقاله ایست از محمد صادق فرهادی نیا که امروز با عکس این پلنگ زیبای ایرانی در روزنامه اعتماد ملی به چاپ رسیده است . حتما بخوانید . چه نشستهايم كه پلنگ ايران از دست رفت - محمد صادق فرهادي نيا هر روز اخبار ناخوشايندي از طبيعت كشورمان به گوش ميرسد كه باعث نگرانيهاي فراواني در بين دوستداران طبيعت و كارشناسان ميشود. با اين وجود متاسفانه سرعت اقدامات ما بسيار كندتر از سرعت نابودي حياتوحش ايران است. در اين ميان آنچه بسيار جالب توجه است، رشد چشمگير كشورهاي همسايه در زمينه حفاظت از حيات وحش است. شكي نيست كه سرزمين ايران از تنوع زيستي منحصربهفردي در بين كشورهاي همسايه برخوردار است ليكن به جاي تنوع انتشارات و تاليفها و طرحهاي حفاظتي شايد بهتر باشد ايران را داراي بالاترين اختلافنظر و ايده در ميان كارشناسان عاليرتبه و حتي دانشجويان تازه وارد شده به دانشگاه هم بدانيم. در اين ميان يقينا قرباني اصلي چيزي غير از حيات وحش و ميراث طبيعي كشورمان نخواهد بود. گرگهاي ايران را از اين به بعد گرگ هندي ميخوانند، شير آسيايي كه حتي در نام علمي خود، نام كشورمان را يدك ميكشيد به شير هندي موسوم شده و حالا نوبت به پلنگ ايراني رسيده است. گستره وسيع پراكنش پلنگ، الگوي متنوع رنگآميزي بدن و خصوصيات ريختشناسي آن منجر به نامگذاري 27 زيرگونه در بدو ردهبندي اين گونه توسط <پوكوك> در سال 1930 شد. اما در سال 1996 ميتاپالا و همكارانش با استفاده از تكنيكهاي ژنتيك مولكولي و اندازهگيريهاي ريختشناسي، به بررسي وضعيت انواع پلنگ در دنيا پرداخته و بر اساس تجزيه و تحليلهاي خود 6 گروه اصلي جغرافيايي از پلنگها را براي آفريقا،مركز آسيا، هندوستان، سريلانكا، جاوه و آسياي شرقي اعلام كردند. بر اين اساس آنها 8 زيرگونه مختلف را براي پلنگها اعلام كرده و پلنگهاي مركز آسيا را تحت عنوان پلنگ ايراني با نام علمي P.p.saxicolor طبقهبندي كردند. در سال 2001 نيز اولگا اوفيركينا و همكارانش در مقالهاي با استفاده از روشهاي ژنتيك مولكولي معتبر نتيجهگيري كردند كه پلنگهاي غرب و مركز آسيا از دو زيرگونه P.p.nimr و P.p.saxicolor بوده و به اين ترتيب تعداد زيرگونههاي پلنگ در سراسر محدوده پراكنش آن را 9 مورد اعلام كردند. آنها معتقد بودند كه تمامي پلنگهاي خاورميانه بهجز پلنگ عربي كه تمايز آن از طريق شيوههاي ژنتيك مولكولي اثبات شده، بايد تحت يك نام P.p.saxicolor طبقهبندي شده و هيچ مانع جغرافيايي قابل توجهي در سراسر محدوده پراكنش زيرگونه وجود ندارد كه منجر به جدايي ريختشناسي اين زيرگونه در اين منطقه شود. با اين حال به دليل آنكه در مطالعه مذكور تعداد نمونههاي پلنگ ايراني مورد استفاده، 9 نمونه از باغوحشهاي مختلف بودند و نمونهاي از طبيعت در اختيار نداشتند. محققان ارمنستاني در سال 2006 به بازبيني جايگاه ردهبندي پلنگ در قفقاز و كشورهاي مشابه كه بخش اعظم گستره پلنگهاي خاورميانه را دربر ميگيرند با استفاده از صفات ريختسنجي جمجمهاي (بدون كاربرد تكنيكهاي معتبر ژنتيكي)! پرداختند و نظرات كاملا جديدي را ارائه كردند. آنها اين نظريه كه تمامي جمعيتهاي غرب آسيا به استثناي شبهجزيره عربستان متعلق به زيرگونه P.p.saxicolor است را مورد نقد قرار داده و نتيجه گيري كردند كه پلنگهاي شمال ايران شباهت زيادي به پلنگهاي قفقاز داشته و زيرگونه P.p.sindica را براي آن پيشنهاد دادند. به اين ترتيب بر اساس آخرين منابع علمي معتبر، امروزه ديگر زيرگونهاي با نام پلنگ ايراني در دنيا وجود ندارد. در صورتي كه از 1300 قلاده پلنگي كه طبق برآورد خوروزيان در سال 2003 براي خاورميانه اعلام شده، حدود 859 قلاده آن يعني بيش از 65درصد درايران زيست ميكنند. از اين به بعد فراموش نكنيم كه از پلنگ ايراني با نام پلنگ قفقازي ياد كنيم چون ديگر پلنگ ايراني طبق آخرين انتشارات علمي وجود خارجي ندارد. نكته جالب در اين ميان اين است كه تا به امروز بيشترين تعداد پايان نامههاي مربوط به گوشتخواران در ايران درباره اينگونه در مقايسه با ساير گوشتخواران انجام گرفته يا در حال انجام است چرا كه پلنگ علاقهمندان و طرفداران زيادي دارد، ولي آيا تا به حال شنيده بوديد كه چه تصميمي براي پلنگهاي كشورمان گرفتهاند؟ اين مطلب از اين بابت بيان شد كه بيش از يك سال است كه كلمه ايراني را از پلنگي با اين معروفيت و محبوبيت - كه بخش عمده جمعيت آن در كشورمان زيست ميكند - گرفتهاند بدون آنكه خبري منتشر شود! حالا معلوم نيست چه بر سر ساير گونههاي غيرمعروفمان رفته و ميرود. با اين روندي كه پيش ميرود، زياد تعجب نكنيد اگر روزي در آينده نزديك، يك محقق گمنام عراقي پيدا شده و ادعا نمايد كه گوزن زرد ايراني درست نبوده و بايد گوزن زرد عراقي ناميده شود! چه نشستهايم كه پلنگ ايراني از دست رفت.
+
نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 14:36 توسط مژگان جمشیدی
|
|
|||||
|
|||||