تبليغاتX
دیده بان محیط زیست ایران - حمله به دو محیط بان و جنگلبان با داس و میله آهنی
"محیط زیست متعلق به همه و کوتاهی در حفظ آن خیانت به خودمان است" شهید یحیی شاهکو محلی

 عکس : مژگان جمشیدی

نوروز ۸۷ و زخم های طبیعت عنوان گزارشی است که روز پنج شنبه در صفحه محیط زیست کارگزاران چاپ شد .

 

حمله به دو محیط‌بان و جنگلبان با میله آهنی و داس

نوروز 87 و زخم‌های طبیعت

مژگان جمشیدی -

نوروز 87 كه از راه رسید انتظار می‌رفت حداقل برای چند روزی طبیعت ایران نفسی تازه كند، اما انگار این انتظار مطابق معمول دور از واقعیت بود چرا كه تخریب‌های گسترده در طبیعت ایران نه تنها متوقف نشد، بلكه این بار با همكاری و همیاری مردم در پراكنده كردن زباله و آتش افروزی درجنگل‌ها، مراتع و تالاب‌ها آسیب‌های وارده به طبیعت به نقطه اوج رسید!

نوروز 87 برای آنها كه در سفر بودند یا تعطیلات را در دید‌ و‌ بازدید می‌گذراندند و كوچك‌ترین توجهی هم به جاده‌های پر از زباله، بطری نوشابه و .... نمی‌كردند قطعا به خاطره‌ای به یاد ماندنی هم تبدیل می‌شود اما برای جنگلبانان و محیط‌بانانی كه مجبور بودند بیشتر از حد معمول تمام وقت در شیفت و ماموریت باشند تا با هجوم احتمالی لودرها و اره‌های موتوری مقابله كنند نه تنها دلچسب نبود بلكه طعم تلخ جراحت با انواع سلاح‌های سرد را هم به‌دنبال داشت. در چالوس جنگلبان بی‌گناهی را كه قصد داشت مانع از برداشت غیرمجاز شن و ماسه توسط متخلفان شود با ضربات متعدد داس مجروح كردند و از محل گریختند . در پارك ملی گلستان،‌ شكارچیان متخلف كه اقدام به تیراندازی و شكار در منطقه میرزابایلو كرده بودند در تاریكی شب با دو نفر از محیط‌بانان درگیر شده و اقدام به ضرب و جرح آنان كردند . یكی از متخلفان با بیرون كشیدن یك میله آهنی از خودروی خود چنان ضرباتی روی سر مامور گارد محیط‌زیست كوبید كه در نتیجه محیط‌بان با سر و صورتی خونین و در حالی كه از ناحیه بینی دچار شكستگی شده بود روانه بیمارستان شد. در استان گیلان مردم ناآگاه با روشن كردن آتش در جنگل بیش از 40 نقطه از جنگل‌های استان گیلان را به آتش كشیدند كه در نتیجه 200 هكتار جنگل در آتش سوخت و این تنها بخشی از خسارات وارده به طبیعت و حافظان محیط‌زیست است كه اگر گزارش‌های دیگر استان‌ها را هم دریافت می‌كردیم قطع یقین یك تومار از هجوم به طبیعت و حافظان طبیعت در نوروز 87 اكنون پیش روی ما بود.


بر طبق گزارش‌های رسیده كامبیز پوستین دوز،‌ جنگلبان اداره منابع طبیعی شهرستان چالوس در واحد کلارستاق كه با ضربات داس، از ناحیه دست چپ دچار جراحت شد كه بعد از انتقال به بیمارستان تحت عمل جراحی قرار گرفت و هم اكنون در آستانه بهبودی است. به گزارش روابط عمومی اداره كل منابع طبیعی نوشهر این حادثه روز شنبه دهم فروردین ماه در محدوده طرح نمک آبرود چالوس موسوم به یال بندان، زمانی رخ داد که وی از فرد متخلف درخواست كرد تا از برداشت غیرمجاز شن و ماسه از عرصه منابع ملی خودداری كند، اما ناگهان فرد با داس به وی حمله‌ور شد و بعد از مجروح ساختن او از صحنه حادثه گریخت .


هر چند مدیر کل منابع طبیعی نوشهر از آغاز شناسایی فرد ضارب خبر داده و گفته این موضوع از طریق شورای حفظ حقوق بیت‌المال، مراجع قضائی، انتظامی و یگان حفاظت این اداره کل تا حصول نتیجه پیگیری می‌شود اما تجربه نشان داده كه تقریبا در هیچ دوره‌ای توسط دستگاه قضائی با این متخلفان برخورد قاطع نشده كه اگر چنین بود امروز شمار جنگلبانان نقص عضو شده یا كشته شده در طول كمتر از سه دهه به بیش از 420 نفر نمی‌رسید .

شاید نمونه بارز این گستاخی متخلفان در ضرب و شتم جنگلبانان،‌ كشتن ناجوانمردانه شهید ناصر پیروی، ‌رئیس اداره منابع طبیعی ماسال در گیلان بود. در حالی كه یك تیم 6 نفره كه 5 نفر از آنها هم نظامی بودند، ‌اقدام به آدم‌ربایی و سپس بریدن سر وی با تیغ موكت‌بری كردند اما هنوز هم حكم اعدام دو نفر از قاتلان وی كه خود به قتل خود اعتراف كرده‌اند اجرا نشده است . از این موضوع كه بگذریم باز هم به تخریب پارك‌های جنگلی تهران توسط لودرهای شهرداری می‌رسیم .

همانطور كه پیش‌بینی شده بود و انتظار می‌رفت تا در تعطیلات نوروز عناصر مزاحمی به نام «درختان جنگلی!» در دو پارك جنگلی لویزان و سرخه‌حصار برای ساخت اتوبان از میان برداشته شوند ،‌ این پروژه هم با دقت و وسواس اجرایی شد و همه این درختان كه از 40 سال پیش در طرح واقع شده بودند ریشه‌كن شده و سایر موانع مزاحم مثل تپه ماهورها با لودر صاف شدند تا امروز دیگر هیچ اثری از وجود جنگل در عرصه‌های مورد نظر نباشد.


درمنطقه 5 نیز ناگهان شبانه بیش از 150 اصله درخت سرو 24 ساله در یكی از بوستان‌های كوچك منطقه با اره قطع شد و فریاد مردم محل و پخش مكرر این برنامه از طریق اخبار و برنامه در شهر هم به جایی نرسید! همه این اتفاقات در حالی افتاد كه زباله‌های دومنطقه 8 و 4 در شرق تهران تا 5-4 روز از تعطیلات نوروزی همچنان روی زمین باد كرده بود تا ساكنان این دو منطقه در برخی محلات ،‌ سال نو را با بوی تهوع‌‌آور زباله‌های چند روز مانده شروع كنند. هرچند بارها نگارنده خود شخصا با سامانه 137 شهرداری و واحد بازرسی تماس گرفتم تا این موضوع را به اطلاع برسانم اما باز هم مشكل زودتر از سه روز حل نشد ! و تا سه روز بعد از تماس‌های اهالی محل سرانجام بخشی از زباله‌های داخل مخازن جمع آوری شد، اما همچنان كوهی از زباله كه روی زمین كنار كوچه و خیابان مانده بود روی زمین بود كه البته آنها هم به مرور تا روز ششم تعطیلات جمع آوری شد!


شاید بی‌انصافی باشد كه فقط از نقاط ضعف بگوییم و نقاط قوت را فراموش كنیم . امسال برای نخستین بار در آستانه سال نو تیر‌های چراغ برق در برخی از خیابان‌های تهران آذین بسته شدند. یكبار كه تصمیم گرفتم در حین عبور از خیابان به فلسفه نصب این روبان‌ها بیندیشم و همین‌طور خیره به آنها نگاه می‌كردم ناگهان به تلی از لجن تخلیه شده در خیابان دماوند تهران برخورد كردم كه با بوی مسخ‌كننده‌اش مرا از تفكر بیشتر واداشت؛ چرا كه به فاصله هر 10 متر در كنار خیابان جوی‌های آب از لجن و زباله به اصطلاح تخلیه شده بودند اما شواهد امر نشان می‌داد كه حداقل دو روز از تخلیه لجن و شن جوی‌ها می‌گذرد ولی انگار قصد جمع‌آوری آنها وجود ندارد و زباله‌ها مجددا با تردد مردم به داخل جوی ریخته می‌شدند . لجن‌های خیابان دماوند بالاخره جمع‌آوری شد اما خاك و لجن خیابان‌های فرعی آفریقا كه از قضا ساختمان روزنامه هم در یكی از آنها قرار دارد همچنان پیش چشم ماست!

روز نحس طبیعت


اینكه بگوییم چه روزی از سال برای طبیعت ایران نحس است مقصود اصلی ما نیست، چرا كه تقریبا تمام روزهای سال از چنین خصیصه‌ای برخوردار است اما نحس‌ترین روز همان13 فروردین ماه است كه به اشتباه روز آشتی مردم با طبیعت نامگذاری شده است . در این روز میلیون‌ها نفر از ایرانیان، ‌حتی آنها كه سال به سال از خانه خارج نمی‌شوند این روز را در طبیعت بیرون یا داخل شهر می‌گذرانند. بیایید نگاهی منصفانه به دور و بر خود بیندازیم و از این همه آلودگی كه در تعطیلات نوروز ایجاد كردیم قدری شرمنده شویم . هدیه نوروزی ما برای طبیعت زخم خورده و مملو از زباله ایران چه بوده ؟

در این روز به طبیعت می‌رویم تا نفس تازه بهار را بگیریم و در عوض روز طبیعت هرچه نحسی و كثیفی و زباله هست می‌دهیم به طبیعت تا همه را با خود ببرد ، روز طبیعت قدم‌های سنگین‌مان را روی چمن‌های سبز پارك‌ها و روی گیاهان تازه رشد كرده دشت و كوهستان فرود می‌آوریم تا نحسی‌ها را له کنیم اما هر چه سبزی و نشاط روی زمین است نابود می‌كنیم، روز طبیعت به طبیعت آویزان می‌شویم، شاخه‌های خیس‌‌اش را ناجوانمردانه می‌شکنیم و دود سوخت چوب‌تر را در چشم‌های خودمان فرو می‌ کنیم.


و اینجاست که طبیعت با صدای «جز جز» سوختن چوب‌هایش و ریختن شاخ و برگش و جنگل و تالاب و رودخانه‌هایی كه مملو از بطری‌های نوشابه‌های بی‌خاصیت خانواده می‌شود فریاد می‌زند : «به خدا امروز روز من نیست ، روز بدشانسی من است.» 13 فروردین روز اوج خودخواهی ما ایرانیان ناآگاه و طبیعت‌ستیز است .

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 فروردین1387ساعت 10:29  توسط مژگان جمشیدی  | 
Balatarin