
محمد درویش هفته گذشته د رنشست هم اندیشی وبلاگ نویسان محیط زیست لحظات كوتاهی صحبت كرد . درویش در این سخنرانی به حكایت تخریب محیط زیست در آرژانتین پرداخت و خاطر نشان كرد كه ایران هم در تخریب طبیعت چیزی كم از ارژانتین ندارد . وی همچنین به بخش هایی از سخنان دكتر فرود شریفی رییس سازمان جنگلها اشاره كرد و با انتقاد از ایشان گفت : "یادمان باشد وقتی روزی روزگاری به مسوولیتی رسیدیم و جایگاهی حقوقی یافتیم دغدغههای خود را فراموش نكرده و نگوییم: «اگر بخواهیم به ملاحظات زیستمحیطی پایبند باشیم و حفظ طبیعت را در الویت نخست خویش قرار دهیم باید همه كارهای كشور را تعطیل كنیم.»
متن كامل سخنرانی ایشان روز شنبه در روزنامه كارگزاران با عنوان " بادها نامساعدند" به چاپ رسید . حتما بخوانید.
بادها نامساعدند
آلبرت اینشتین، هنگامیكه مامور قطار از وی تقاضای بلیط كرد شدیدا به فكر فرو رفت. پس از مدتی جستوجوی خستهكننده در جیبهایش، برنده نوبل با عجله چمدانهای خود را از تاقچه پایین آورد. مامور قطار او را شناخت و گفت: «نگران نباشید پروفسور من مطمئن هستم دانشگاه پرینستون پول بلیط دیگری را برای شما خواهد پرداخت.» اینشتین پاسخ داد: «مرد جوان! من نگران پول بلیط نیستم من میخواهم بدانم به كجا میروم !!»
محمد درویش، عضو هیات علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع، هفته گذشته در جمع وبلاگنویسان زیستمحیطی با این مقدمه سخنرانی خود را درباره محیطزیست و اینكه چرا باید حفظ طبیعت برای هر یك از ما دغدغه باشد، آغاز كرد. او با این مثال در واقع سعی داشت تا از دولتمردان ایرانی بپرسد كه قطار توسعه كشور كه این روزها گویا ترمز هم بریده و با سرعتی وصف ناشدنی در حال حركت است، سرانجام به كجا خواهد رسید؟ و آیا آنها كه بیتوجه به سرنوشت محیطزیست و منابع طبیعی فقط به احداث كارخانجات و صنایع آلاینده نفت، گاز، سیمان، پتروشیمی، جادهسازی و سدسازی میاندیشند آیا خود میدانند كه در انتها به كجا میرسند و چه چیزی در طبیعت باقی میگذارند؟
هر چند او این پرسشها را بهطور مستقیم مطرح نكرد اما مثالی كه در ابتدای سخنانش در جمع وبلاگنویسان محیطزیستی به زبان آورد و ادامه سخنانش، در واقع همین پرسشها را با زبان بیزبانی طرح میكرد. محمد درویش، مدیر تارنمای «مهار بیابانزایی» و نخستین وبلاگنویس محیطزیست ایران است كه ورودش به فضای مجازی در نخستین روزهای سال 84 مقدمهای شد برای ایجاد یك جنبش زیستمحیطی در فضای مجازی. او اندیشه كاستن از «شتاب افت كارایی سرزمین» و «مهار جریان ویرانگر بیابانزایی در ایران» را ترویج و از نگاه یك سویه و افراطی به حفظ محیطزیست هم پرهیز میكرد. بدون شك مهمترین نقطه قوت او در ترویج فرهنگ زیستمحیطی در بین بلاگرهای ایرانی، همین بود كه در عین حال كه از زیستمندان و طبیعت دفاع میكرد به وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه هم توجه داشت. همین امر باعث شد تا خیلی زود مخاطبانی را برای تارنمای مهار بیابانزایی جمع كند كه شاید تنها طیف محدودی از آنها متخصص در علوم طبیعی و محیطزیست بودند و مابقی در بین سایر اقشار مردم و متخصصان با گرایشهای مختلف علمی، هنری، اقتصادی، اجتماعی و. . . بودند.
تارنمای مهار بیابانزایی هفته گذشته در روزی كه به نام زمین نامگذاری شده بود و همزمان در بیش از 140 كشور جهان این روز را جشن میگرفتند به عنوان یكی از برترین وبلاگهای زیستمحیطی ایران انتخاب و معرفی شد. وی سپس ادامه داد: محیطزیست همه آن چیزی است كه به واسطهاش میتوانیم «زندگی» كنیم و نه اینكه فقط زنده باشیم و «زنده»گی كنیم. حفظ محیطزیست و پاسداری از یگانه بستر شناخته شده حیات در گیتی، یعنی كره زمین، نه فقط آرمانی است ارزشمند بلكه خردمندانهترین كاری است كه هر یك از اهالی زمین باید در الویت وظایف و مسوولیتهای خویش قرار دهد و ما به عنوان یك ایرانی باید افتخار كنیم و به خود ببالیم كه در سرزمینی زیست میكنیم كه ارزش هر هكتار از خاكش 22 برابر میانگین ارزش هر هكتار از خشكیهای زمین است.
به گفته او مطابق ستادههای به دست آمده از پژوهشی كه توسط یك گروه 13 نفری از دانشمندان شناخته شده بینالمللی در سال 1996 به انجام رسید، ارزش تجاری طبیعت برابر با 30 تریلیون دلار برآورد شده است كه اخیرا دكتر مخدوم به نقل از «آلونسو» این رقم را 33 تریلیون دلار اعلام كرده است. در این صورت موقعیت ممتاز ایران با این توصیف آشكارتر میشود چرا كه بهرغم دارا بودن تنها 32/0 درصد از مساحت كره زمین، (بر مبنای گزارش سال 1993 بانك جهانی) كشور ایران حدود 7 درصد از كل ذخایر طبیعی جهان را به خود اختصاص داده است. به بیانی دیگر ایرانیان وارث سرزمینی هستند كه ارزش متوسط هر هكتار آن حدود 22 برابر میانگین جهانی است، سرزمینی كه مواهب كمنظیر آن، نه فقط به نسل امروز و نه حتی به آیندگان این بوم و بر، كه متعلق به نوع به بشر است و میراثی جهانی است.
محمد درویش خاطرنشان ساخت: چنین است كه هر چقدر از محیطزیست بگوییم و به دفاع از آموزههای پایداریاش در زیستمحیط ارزشمند و ناب وطن اصرار ورزیم كم است و درست به همین دلیل است كه تولد ابزار نوین نگارش مجازی را باید به فال نیك گرفت و كوشید تا این طفل نوپای دیجیتال اما سریعالرشد و پرنفوذ را به خدمت ارتقای محتوای آثار فارسی ثبت شده در حوزه محیطزیست رساند. به راستی این كدامین ابزار است كه بتواند با سرعتی برابر دست نوشتههای وب، تمامی پهنه زمین را درنوردد و تو را در كسری از ثانیه با محتوای اندیشههای هم زبانی دیگر در آن سوی اقیانوس اطلس و یا در آباد بومی ناشناخته در بشاگرد آشنا سازد و تعاملی دو سویه و افزاینده را جان دهد؟! پس یادمان باشد برای حفظ محیطزیست باید بر دانش عمومی ایرانیان و نه لزوما نخبگان جامعه بیفزاییم و اینك یكی از مردمیترین و گستردهترین ابزارها بهرهگیری از وبلاگ و عضویت در جامعه مجازی ایرانیان در وبلاگستان فارسی است.
وقتی زنده یاد سهراب سپهری در سالهای میانه دهه 40 شمسی، قطعه مشهور «آب را گل نكنیم در فرودست انگار كفتری میخورد آب» را سرود یك منتقد مشهور ایرانی نقدی پر سرو صدا برآثار او نوشت و او را خطاب داد: «در شرایطی كه آمریكا در ویتنام بمبهای ناپالم میریزد و آدم میكشد تو نگران آب خوردن یك كبوتری؟» سپهری چنین پاسخش داد: «دوست عزیز ریشه قضیه در همین جاست. برای مردمی كه از شعر نمیآموزند كه نگران آب خوردن یك كبوتر باشند آدمكشی در ویتنام یا هر جای دیگر بدیهی است.»
در همین ارتباط خالق كتاب توسعه به مثابه آزادی میگوید: یكی از دلایل عقبماندگی هند از چین غفلت از توسعه آموزش ابتدایی و متوسطه در هند بوده است. این برنده نوبل اقتصاد در سال 1998 معتقد است كه ارتقا آموزش و پرورش همگانی و نه نخبهخیز، سنگ بنای دستیابی به توسعه اقتصادی است.
در نخستین سالهای آخرین دهه قرن بیستم، لستر تارو، یك اقتصاددان مشهور آمریكایی كه سمت مشاور اقتصادی كلینتون، رئیس جمهور وقت ایالات متحده را نیز بر عهده داشت به صراحت اعلام كرد: «در قرن بیست و یكم فقدان منابع طبیعی در یك كشور ممكن است مزیتی باشد.» در آن زمان آرژانتین هنوز یكی از سفیدترین كشورهای آمریكای لاتین محسوب میشد، كشوری كه تارو در صفحه 48 از كتاب خویش منابع طبیعی انبوهش را با ژاپن مقایسه میكند كه از منابع طبیعی اندكی نسبت به آرژانتین برخوردار است و میگوید: بهرغم برخورداری از چنین منابعی آرژانتین فقیر است و ژاپن ثروتمند. اینك از زمان مقایسه تارو حدود 16 سال میگذرد، دراین مدت قدرتمندترین كشور آمریكای لاتین تلاش كرد تا با اجرای مقلدانه سیاستهای اقتصادی نهادهایی نظیر بانك جهانی و صندوق بینالمللی پول، بدون تطابق آن با ویژگیهای بومی سرزمین خویش، جهتگیری سرمایهگذاری و پژوهشی خود را به سمت تولید ابزارهای انسان ساخته ( Mam Made )، تغییر دهد. در این راه نیز از حراج اندوختههای طبیعی هراسی به دل راه نداد و سرمایههای مادی و معنوی چندانی نیز برای حراست از این منابع در نظر نگرفت. چرا كه آنها سخنان تارو و امثال آن را چنین دریافته بودند كه «راه ثروتمند شدن از طبیعت نمیگذرد» نتیجه آنكه كشوری كه كه در آغاز دهه نود میلادی میشد آن را دستكم با ژاپن قیاس كرد، در آغاز نخستین دهه از هزاره سوم میرفت تا با جمهوریهای ورشكسته آسیایمیانه مقایسه شود، كشوری كه كسی قادر به اداره آن نبود در كمتر از یكماه 5 رئیس جمهور عوض كرد و بیسامانی را بدانجا رسانده كه هم اینك هر كودك آرژانتینی در بدو تولد ناگزیر است سنگینی 4 هزار دلار بدهی خارجی را بر دوش خویش تحمل كند آن هم سرزمینی كه تا چندی پیش درآمد سرانه ساكنانش به حدود هشت هزار دلار در سال بالغ میشد !
وی سپس وضعیت نابسامان منابع طبیعی ایران را مشابه آرژانتین عنوان كرد و از این سخن رئیس جمهور مبنی بر اینكه «منابع طبیعی سد راه توسعه شده است» انتقاد كرد. عضو هیات علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع سپس ادامه داد: این را گفتم تا یادمان باشد وقتی روزی روزگاری به مسوولیتی رسیدیم و جایگاهی حقوقی یافتیم دغدغههای خود را فراموش نكرده و نگوییم: «اگر بخواهیم به ملاحظات زیستمحیطی پایبند باشیم و حفظ طبیعت را در الویت نخست خویش قرار دهیم باید همه كارهای كشور را تعطیل كنیم.»
این جمله، در واقع بخشی از سخنان دكتر فرودشریفی، رئیس سازمان جنگلها و مراتع است كه 50 روز قبل در هفته منابع طبیعی خطاب به منتقدانش عنوان كرد! محمد درویش همان روز از بیان صریح چنین دیدگاهی توسط عالیترین مقام مسوول جنگلها و مراتع در كشور ابراز تاسف كرده بود و در تارنمای مهار بیابانزایی نوشت: «در حقیقت، دكتر فرود شریفی، دومین رئیس سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری كشور در زمان صدارت مهندس اسكندری بر صدر وزارت جهاد كشاورزی، همان حرفی را زد و در را بر همان پاشنهای چرخاند كه سالهاست دیگر مدیران ناآشنا با ملاحظات زیستمحیطی عنوان كرده و میكنند و علنا از محیطزیست با عنوان «محیط ایست» نام میبرند.»
محمد درویش سپس یادآور شد: باور كنید «اگر در بزرگراهی مسیر اشتباهی را طی میكنیم، آهسته كردن گامها، دردی را دوا نمیكند» باید هر چه زودتر ایستاد و دور زد. البته به شرط آنكه مانند ناخدای كشتی سنگور، مسیر را گم نكرده باشیم ! چه در آن صورت «برای ناخدایی كه نمیداند كشتیاش به كدام بندر رهسپار است، هر بادی نامساعد است. امیدم این است كه اندیشههای منتشر شده دوستان و هموطنان فرهیخته سبز اندیشم، بتواند هر چه بیشتر هم مسیر درست را نشان دهد و هم باد مساعد را شناسایی نماید.
+
نوشته شده در دوشنبه 9 اردیبهشت1387ساعت 14:54 توسط مژگان جمشیدی
|