تبليغاتX
دیده بان محیط زیست ایران - خاکشیریسم درختکاری در ایران
"محیط زیست متعلق به همه و کوتاهی در حفظ آن خیانت به خودمان است" شهید یحیی شاهکو محلی

وقتی مسئولان و متولیان منابع طبیعی از گونه هایی چون کاج و سرو جدا نمی شوند و به قیمت نابودی طبیعت و هدر رفت بیت المال هر ساله درختکاری را با همین گونه ها آغاز می کنند اینجاست که خاکشیریسم درختکاری در ایران توجیه پیدا می کند .

خاکشیریسم درختکاری در ایران عنوان مقاله بسیار ارزشمندی است از دکتر حسین آخانی ، بیولوژیست و عضو هیئت علمی دانشکده علوم دانشگاه تهران که امروز در کارگزاران روز دوشنبه در صفحه دانش به چاپ رسید. دکتر آخانی مثل همیشه با قلم توانمند و شیوای خود و با اتکا به دانش خود در علم گیاه شناسی و این بار با مقایسه فرهنگ خاکشیریسم که دکتر شریعتی درباره آن گفته ، به بررسی علت خشک شدن درختان غیر بومی کاشته شده در تهران و اتوبان تهران قم پرداخته است . 

وی در بخشی از مقاله ارزشمندش که نقدی جدی است بر سوء مدیریت در بخش منابع طبیعی کشور ، می نویسد : "بیش از 8ـ7 دهه از سابقه جنگل‌كاری و فضای سبز شهری توسط سازمان‌های مسوول می‌گذرد. حداقل در سه دهه‌ای كه عمر این نگارنده به خاطر دارد معمولا درختان ثابتی كشت می‌شوند. فرقی نمی‌كند در پارك است یا فضای بیرون شهر، در شهر كوچك است یا بزرگ، در اتوبان است یا در كوچه، در خاك شور است یا شیرین، در بیابان است یا جنگل، در جنوب است یا شمال. كاج و اكالیپتوس از جمله عناصر ثابتی هستند كه هر جا كاشته شده‌اند بدون توجه به اینكه آیا این درختان مناسب این كشور هستند؟! حتی به‌رغم آنكه منشا كاج، خارجی است نام «كاج تهران» را به خود گرفته است. "

نگاهی بر تصمیم‌گیری‌های نادرست در عرصه مدیریت فضای سبز و جنگل‌کاری

 
دكتر حسین آخانی*:
 
به خاطر می‌آورم در جوانی مطلبی در یكی از كتاب‌های دكتر شریعتی در مورد «مكتب خاكشیریسم» خوانده بودم. خلاصه آن است كه روزی پیرمردی نزد دوستی مشكلات جسمی خود را بیان كرد و از وی مشاوره خواست. پیرمرد گفت مدتی است كه پهلویم درد می‌كند، دوست به ایشان راهنمایی كرد كه كمی خاكشیر را در آب بریزد و ناشتا بخورد. سپس پیرمرد از وضع بد مزاجش گفت و دوست استفاده از خاكشیر را با دستوری شبیه قبل تجویز كرد. پیرمرد از نارسایی چشمانش گفت و مجددا دوست با بیان اینكه كمی خاكشیر را در آب می‌ریزی و ناشتا می‌خوری، او را راهنمایی كرد. بالاخره پیرمرد به بیان مشكلات اقتصادی و گرفتاری‌های خانوادگی‌اش زبان گشود و گفت مدتی است كه خواستگار برای دخترم آمده و پول ندارم و باز دوست با بیان اینكه «كمی خاكشیر را در آب بریز و ناشتا بخور» معجزه این اكسیر را به پیرمرد یاد آور شد. به نظر می‌رسد كه پیروی از مكتب خاكشیریسم و رابطه دوست و پیرمرد با آنچه در مدیریت عرصه‌های فضای سبز و جنگل‌كاری ایران رخ می‌دهد تفاوت چندانی ندارد. بیش از 8ـ7 دهه از سابقه جنگل‌كاری و فضای سبز شهری توسط سازمان‌های مسوول می‌گذرد. حداقل در سه دهه‌ای كه عمر این نگارنده به خاطر دارد معمولا درختان ثابتی كشت می‌شوند. فرقی نمی‌كند در پارك است یا فضای بیرون شهر، در شهر كوچك است یا بزرگ، در اتوبان است یا در كوچه، در خاك شور است یا شیرین، در بیابان است یا جنگل، در جنوب است یا شمال. كاج و اكالیپتوس از جمله عناصر ثابتی هستند كه هر جا كاشته شده‌اند بدون توجه به اینكه آیا این درختان مناسب این كشور هستند؟! حتی به‌رغم آنكه منشا كاج، خارجی است نام «كاج تهران» را به خود گرفته است.
 
زمستان گذشته سرمای شدیدی كشور را فرا گرفت، این سرما آ‌ن‌طور كه كارشناسان هواشناسی اعلام كرده بودند كم سابقه بود ولی بی‌سابقه نبود. شاید در مقابل خسارات فراوانی كه این سرما به همراه داشت، یكی از بزرگ‌ترین سودهای آن فراهم كردن آزمایشگاهی بزرگ به وسعت ایران بود تا به دست‌اندركاران جنگل‌كاری و فضای سبز درسی بیاموزد كه شاید با هیچ ابزار و استادی آموختن آن ممكن نبود. این سرما نشان داد كه بعد از نزدیك یك قرن تجربه جنگل‌كاری و فضای سبز و حدود نیم قرن كشت وسیع گونه‌های وارداتی لازم است نگاهی نو به آنچه در این مدت اتفاق افتاده است بیندازیم و اشتباهات گذشته را تكرار نكنیم. لازم است متخصصان، استادان و دانشجویان گیاه‌شناسی، جنگل‌كاری، فضای سبز و پارك‌ها هر چه بیشتر به بررسی نتیجه این رخداد طبیعی بپردازند و گیاهان مقاوم و حساس به سرما را شناسایی كنند. این نگارنده فرصت یافت كه در ایام عید، فضای سبز مصنوعی بین اراك و تهران و همچنین تعدادی از بوستان‌ها و پارك‌های تهران را از نزدیك بازدید كرده و ارزیابی اولیه را از نتایج سرما به دست آورد. تقریبا اكثر درختان كاج، اكالیپتوس، خرزهره و نخل‌هایی كه توسط شهرداری‌های اراك، قم و تهران و همچنین سازمان جنگل‌ها و مراتع در دو دهه اخیر كاشته شده‌، خشك شده‌اند. به خصوص كلیه كاج‌ها، اكالیپتوس‌ها، خرزهره‌ها و گز شاهی كه در طرح جنات (از حرم تا حرم) در مسیر اتوبان قم – تهران كاشته شده، خشك شده‌اند.
متاسفانه تلاش اینجانب در به دست آوردن بودجه‌ای كه صرف طرح جنات شده است، بی‌نتیجه ماند. فقط یكی از دوستان گفت در سال 71-70 حدود 21 میلیون تومان خرج آبیاری این طرح شده است كه اگر آن را در چند سال ضرب كنیم و هزینه‌ای كه صرف كاشت آنها شده با احتساب نرخ تورم حساب کنیم رقم سرسام‌آوری می‌شود. درحالی که اگر نیمی از این پول صرف جمع آوری زباله‌های مسیر اتوبان می‌شد هم به زیبایی مسیر كمك می‌كرد و هم با بازیافت آن سودی عاید مملكت می‌شد و هم اشتغال‌زایی داشت. یا اگر بخشی از این پول را به دامداران اطراف دریاچه قم می‌دادند چرای بی‌رویه باعث نابودی یكی از قشنگ‌ترین جنگل‌های طبیعی و بیابانی ما كه از نظر جاذبه‌های توریستی كم‌نظیر است، نمی‌شد.
در روز 13 نوروز كه به مناطق شمال غربی تهران سر زدم، شاهد خشك شدن اكثر كاج‌های این مناطق بودم، حتی كاج‌های تنومند و قدیمی كه در مناطق مركزی و برای نمونه در مسیر بزرگراه چمران كاشته شده‌اند از وضعیت نامناسبی برخوردار بودند كه به نظر می‌رسد به زودی خشك خواهند شد. در مورد اكالیپتوس‌ها وضع به مراتب بدتر است. حتی در موارد متعددی شاهد بودم كه تنه آنها تركیده است. دو گونه نخل (خرما و نخل بادبزنی یا واشینگتونیا) نیز كاملا خشك شده‌اند. بسیاری از پایه‌های زیتون و سرو‌هایی كه از خارج وارد و كاشته شده‌اند نیز خشك شده یا آسیب دیده‌اند. به عكس بسیاری از درختان پهن برگ مانند چنار، صنوبر، نارون، زبان گنجشك، بید و توت كه از قدیم در ایران توسط مردم محلی كاشته می‌شدند یا به صورت خودرو در مسیر رودخانه‌ها رشد می‌كنند، از شادابی خاصی برخوردارند.
چند روز پیش كه در ترافیك سنگین بزرگراه رسالت گرفتار شده بودم، دیدم كارگری در رفیوژ بزرگراه مشغول آب دادن واشینگتونیاهایی (نخل بادبزنی) است كه همین امسال كاشته شده‌اند. در هفته درخت‌كاری نیز از رسانه ملی شنیدم كه هزاران نهال كاج و اكالیپتوس بین مردم توزیع شده است. در ترافیك كلافه بودم و آنچه مرا بیش از پیش آزار می‌داد، پاسخ این سوال بود كه چرا مهندسان، پیمانكاران و مدیران پارك‌ها و فضای سبز و سازمان جنگل‌ها و مراتع از این آزمون الهی پند نمی‌گیرند و با كاشت گونه‌های غیرخودی و ناسازگار با ایران، هم بیت‌المال و عوارض و مالیات شهروندان را به هدر می‌دهند و هم طبیعت ما را زشت و تخریب می‌كنند؟
اكالیپتوس گیاهی است كه منشا آن شمال استرالیا است كه هیچ همخوانی با ایران ندارد. این درخت قدرت جذب آب بالایی دارد كه به دلیل محدودیت آب‌های زیرزمینی در كشور خشك ایران باعث نابودی ذخایر آب‌های زیرزمینی می‌شود. حتی یك پایه كاج به صورت خودرو در فلور ایران نمی‌روید و چرا كاج اولین و مهم‌ترین گیاهی است كه در هر جای ایران كاشته شده سوالی است كه فقط با «مكتب خاكشیریسم» قابل توجیه است. در هر كتاب درسی دانشگاهی در مورد گیاه‌شناسی و جنگل كه نگاه كنیم ذكر شده است كه نخل‌ها، مختص مناطق گرمسیری مثل جنوب ایران هستند. در كتاب‌های درسی ابتدایی و راهنمایی هم آمده است كه مناطق مركزی ایران آب و هوای معتدله دارند. تهران در كوهپایه‌های البرز واقع شده و مناسب كاشت این درختان نیست. ترافیك كلافه‌ام كرده است و از خود می‌پرسم آیا بعد از 70 سال و اندی كه از تاسیس دانشگاه در كشور می‌گذرد و تربیت هزاران مهندس جنگل و گیاه‌شناسی و صدها دانش‌آموخته دوره‌های فوق لیسانس و دكتری و وجود ده‌ها موسسه تحقیقاتی به‌خصوص موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع با آن بودجه‌های نجومی، وجود اینترنت و كامپیوتر و شعبه‌های متعدد دانشگاه آزاد و پیام نور در دورافتاده‌ترین مناطق كشور آیا هنوز هم برای درمان دردهایمان باید از تجویز خاكشیر پیروی كنم؟! حتی روش آزمون و خطا كه در اشكال اولیه مدیریت به‌كار می‌رود در كشور ما جایگاهی ندارد. بسیار نگرانم كه خدا نكند كه خشك شدن این درختان بهانه‌ای برای اختصاص بودجه‌های بیشتر و كاشت مجدد همان گونه‌ها باشد. می‌گویند بیدار كردن فردی كه خواب است دشوار نیست، اما آنكه خود را به عمد به خواب زده است، سخت بیدار می‌شود.
* گیاه‌شناس و عضو هیات علمی دانشكده علوم دانشكاه تهران
+ نوشته شده در  سه شنبه 10 اردیبهشت1387ساعت 0:1  توسط مژگان جمشیدی  | 
Balatarin