تبليغاتX
دیده بان محیط زیست ایران - حقیقت محیط زیست ایران تلخ است یا من تلخ می نویسم ؟!
"محیط زیست متعلق به همه و کوتاهی در حفظ آن خیانت به خودمان است" شهید یحیی شاهکو محلی

کیارش یشایایی در آخرین پست خود دردلی با من کرده ، اینکه چرا من تلخ می نویسم ، چرا من از اعدام نشدن قاتلان محافظان طبیعت می نویسم و اینکه چرا از خشونت حرف می زنم . او می نویسد: "من حفاظت از طبیعت را بدون خونریزی می خواهم . دیده بان اما در لابلای نوشته هایش مدام از به تعویق افتادن حکم اعدام قاتلان شهدای محیط زیست گلایه می کند . خشونت خشونت می آورد . باور کنید از  اعدام این ها کسی متنبه نمی شود !  بگذارید در ملاء عام اعدام نکنند . بگذارید دیر اعدام کنند . بگذارید اصلا اعدام نکنند ! "

چند کلامی با مدیر تارنمای سرو آزاد ، آقای کیارش یشایایی دارم .

دوست خوب سبز اندیشم ، من تلخ نمی نویسم ، رخدادهای محیط زیست ایران تلخ هستند که من می نویسم ، وگرنه من نه قصه می گویم و نه رمان های تلخ و گریه آور نگارش میکنم ، کاش خبر خوبی هم بود تا من می نوشتم . کاش یک روز خبر می دادند که شمار جمعیت یوز به ۲۰۰ قلاده رسیده ، کاش می گفتند که پلنگ پناهجو در کرمان و بوشهر به طبیعت بازگردانده شد و با گلوله های پی در پی کشته نشد ، کاش می گفتند که دولت با احداث جاد ه در جنگل ابر مخالفت کرد ، کاش می گفتند که دولت بودجه ای برای احداث جاده محور شمالی گلستان اختصاص داد تا دیگر نیازی به تعریض جاده موجود در داخل پارک ملی گلستان نباشد ،

کاش می گفتند دولت در یکی از سفرهای استانی به جای مصوبه احداث پالایشگاه و پتروشیمی در کنار تالاب میانکاله و جنگل های گیلان و تالاب گمیشان و ... ، مصوبه احداث ۳ واحد ۲۰۰۰ تنی تولید کمپوست داده است ، کاش می گفتند به جای احداث کارخانه سیمان در کنار پارک ملی گلستان ، مصوبه احداث صنایع فراوری کشاورزی داده است .

کاش دولت هفته قبل ۷۲۰۰ هکتار از اراضی تالاب هورالعظیم را بدون اجازه سازمان محیط زیست به وزرات نفت واگذار نمی کرد و حداقل این سازمان را و نظراتش را محترم می شمرد تا من امروز مجبور نباشم گزارشی در این مورد در کارگزران بنویسم! کاش امروز ۴۲۰ جنگلبان کشته و نقص عضو نبودند و کاش ۹۵ محیط بان شهید نداشتیم . کاش شکارچیان شهر بابک در این خشکسالی ۱۰ کل و بز را با ۳ جنین داخل شکم بزها از پا در نمی اوردند ، ان هم در این خشکسالی و بی آبی ، کاش هر دوماه یک یوز پلنگ در جاده هایی که بدون رعایت ملاحظات زیست محیطی احداث می شود نمی مردند .

دوست خوبم ، من از چه بگویم ؟ آیا خبر خوبی هست که من نگفتم ؟ آیا اتفاق خوبی می افتد که من نگفتم ؟

سومین سالگرد شهادت ناصر پیروی ، جنگلبانی که ناجوانمردانه به قتل رسید . جمعه ۱۳اردیبهشت

دوست گرامی ، اما گفتی چرا معترض اعدام نشدن قاتلان محیط بانان و جنگلبانان هستم ! من که هستم که بخواهم معترض باشم ، من یک روزنامه نگار هستم و در گزارش دو روز قبلم در اعتماد ملی نیز تنها نقل قول کردم.

دوست گرامی ، قانون مجازات اعدام بخشی از قوانین جزایی و کیفری در این سرزمین است ، درست یا غلط کاری ندارم . به هر حال قانونی است که در مملکت ما هست و می توانست مثل خیلی از کشورهای اروپایی امروز ما هم مجازات اعدام نداشته باشیم ، اما مملکت اسلامی است و اعدام ! اگر مجازات قتل عمد د ر کشور ما اعدام است چرا نباید اجرا شود ؟!

اگر پدر من و شما را هم یک گروه ۶ نفره ، که ۵ نفر نظامی بودند از سرهنگ و سروان گرفته تا مامور امر به معروف و بسیجی ، می بردند و بعد ناجوانمردانه با تیغ موکت بری سر می بریدند آیا من و شما امروز از خون قاتلان و مجازات حبس آدم ربایان می گذشتیم ؟ منصفانه بگویید اگر ناصر پیروی پدر یکی از ما بود ، برادر یکی از ما بود یا همسر یکی از ما بود ما از خون قاتلان می گذشتیم ؟!

پدر بر بالین پسر همچنان می گرید و قصاص قاتلانش را از رییس سازمان جنگل ها می خواهد

قاتلانی که تنها در پی زیاده خواهی و برای تخریب جنگل و تصرف اراضی جنگلی دست به جنایت می زنند آیا نباید مطابق قانون این مملکت مجازات شوند ؟ نمی خواهم به صدور حکم اعدام برای دهها نفری که اعدام شدند و یا در حال اعدام هستند و تنها به جرم ابراز عقیده متهم به اعدام شدند اشاره کنم چون قصد ندارم وبلاگم را آلوده به جریانات سیاسی کنم ، اما وقتی برای فلان آقای جوانی که تنها جرمش شرکت در جریانات کوی دانشگاه است حکم اعدام صادر می شود نباید برای یک قاتل بالفطره ای که با سوء استفاده از لباس نظامی و پست و مقام دست به جنایت می زند حکم اعدام صادر شود ؟چرا ؟

گناه ناصر پیروی چه بود ؟ اینکه به موجب قوانین همین کشور مامور حفظ میراث طبیعی این سرزمین شده بود ؟ آیا پیروی برای اجرای قانون دست به خشونت برده بود ؟ کسی را زده بود ؟ پیروی سه ماه قبل از شهادتش ترور شخصیت شد ودر حالی که خیلی قبل تر از ان پیشنهادات رشوه و باج را قبول نکرده بود . اما وقتی این راهکارها موثر واقع نشد تهدید به قتل شد و حتی زمانی که با دختر ۹ ساله اش در خودرو بود به جان وی سوء قصد شد اما باز هم جان سالم به در برد . و نهایتا با یک برنامه ریزی شیطانی ربوده و به طرز دلخراشی کشته شد .

کاش اعترافات متهمان در دادگاه را می خواندید و می دیدید که چه بلایی بر سر وی آورده اند.

مدیر کل سابق منابع طبیعی گیلان آقای کردبچه، می گفت شدت ضربات گلوله به پیکر رشید غفاری به قدری بود که بقایای کبدش از پشت بر روی دیوار اتاق پاشیده شده بود .

دوست خوبم گناه رشید غفاری که جلوی چشم فرزندانش نیمه شب با گلوله های پی در پی قاچاقچیان جان باخت چه بود ؟ متاسفانه حتی پرونده متهمان هم به جایی نرسید و خونش پایمال شد ، مثل خون ۴ جنگلبانی که در کرمانشاه توسط یک قاچاقچی ذغال چوب به رگبار بسته شدند و همزمان با هم جان باختند .

دوست خوبم ، سخن من این است در کشوری که محیط بانش را که ضابط قضایی هستند و مسلح به سلاح گرم هستند ،به جرم قتل غیر عمد یک شکارچی که در درگیری کشته می شود ، تا پای چوب اعدام می برند و زجر کش می کنند یا مانند آن محیط بان اصفهانی که ۱۴ سال قبل حکم اعدامش را اجرا کردند و بعد هم گفتند در زندان جان باخت !! ، چرا نباید متجاوزان به محیط زیست و منابع طبیعی اش که دست به قتل عمد می زنند مجازات شوند؟ چرا باید شمار محیطبانان کشته شده این سرزمین در سالهای پیش از انقلاب ۳ نفر  اما در مدت این سه دهه ۹۲ نفر باشد ؟؟؟؟

اگر قانون اجرا می شد ، اگر قاتلان محیط بانان جوان بوشهری که از فاصله سه متری به رگبار بسته شدند ، مجازات می شدند و اگر قاتلان محیطبانان شیرازی و کرمانی و آذری مجازات می شدند آیا امروز کسی جرات می کرد که ناجوانمردانه نقشه آدم ربایی و قتل برای یک جنگلبان بکشد ؟

اگر آن روز که در کرمان محیط بانان بیچاره را با سلاح جنگی ۷ نفره محاصره کردند و به رگبار بستند و حتی بر بالینش آمدند و یک تیر هم در کتف اش فرو کردند ، متخلفان با نفوذ مجازات می شدند آیا امروز خون ۴۲۰ جنگلبان و ۹۵ محیط بان به ناحق ریخته می شد ؟

من فقط خودم را جای فرزندان پیروی می گذارم ، جای سه دختر این شهید می گذارم ، جای همسر و پدر و مادر او می گذارم که هنوز هم بعد از گذشت سه سال بر سر قبر او شیون می کنند و ضجه می کشند گویی همین امروز کشته شده ، خود را جای همسرش می گذارم که وقتی جسد بیجان شوهرش رادر حالی که سرش جدا شده بود و در محل جدایی سر از بدن کرم جمع شده بود ، دید  چه حالی پیدا کرد . من خودم را جای او می گذارم که هنوز هم با وجودیکه شوهرش را از دست داده شب و روز از تهدیدهای خانواده قاتل در امان نیست . آنها حتی در پی کسب رضایت هم نیستند بلکه فقط تهدید به مرگ می کنند .

خودم را جای او می گذارم که شوهرش را که شرف و انسانیت اش در همه تشکیلات منابع طبیعی استان زبانرد عام و خاص بود ، زیر سئوال بردند و او را ترور شخصیت کردند !

من خودم را جای همسر پیروی می گذارم که با وام بانکی و خون دل و حقوق کارمندی به بدبختی یک خانه ساخت اما حاضر نشد رشوه و باج جنگل خواران را قبول کند تا امروز هم شوهرش را داشته باشد و هم پدر فرزندانش را و هم خانه و زندگی اش را . چون پیروی یک رشوه گیر و باج خوار نبود ، پیروی یک انسان شریف و قانونمدار بود که شرافتمدانه زندگی کرد و حتی به قیمت از دست رفتن جانش هم حاضر نشد جنگل را واگذار کند . او با مرگش پیام مظلومیت منابع طبیعی را در سراسر ایران گستراند و باعث شد گوش چشمی هر چند اندک به منابع طبیعی این مملکت شود .

کاش ما هم در اتریش زندگی می کردیم که امروز سنگین ترین مجازات قاتلانش ۱۵ سال حبس است . اما اینجا ایران است و مجازات اعدام هم نه خواسته نابجای یک روزنامه نگار است و نه خواسته خانواده مقتول . بلکه جزئی از قوانین کیفری و اسلامی همین مملکت است که مثل آب خوردن در هر جا اجرا می شود اما اگر امروز می بینید که یک قاتل از ان جان سالم به در برده این را بگذارید به خاطر درجه و عنوان نظامی اش و نفوذش که او را تا سر حد یک جنایتکار پیش برد . اما خون پیروی پایمال نمی شود .

دوست خوبم ، آقای یشایایی ، نمی دانم شاید از حرف های من خوشتان نیامده باشد . اما کاش من هم خانواده این شهدا را ندیده بودم ، کاش خودم اولین بار در رسانه پرده از راز قتل او برنداشته بودم و این موضوع را رسانه ای نکرده بودم ، کاش در جریان پرونده و گزارش پزشکی قانونی نبودم و پای صحبت های افسر آگاهی که قاتل را شناسایی کرد ننشسته بودم . کاش من هم می توانستم همچون سالهای آغازین شروع روزنامه نگاری ام که تنها دغدغه ام کاهش جمعیت گونه های جانوری و ازدواج فامیلی گورخرها و گوزن های ایرانی(به دلیل کم بودن جمعیت ) بود امروز علمی بنویسم ،

اما امروز در شرایطی قلم می زنم که حتی اصل اعتقاد به محیط زیست از میان برداشته شده و منابع طبیعی را سد راه توسعه می دانند . امروز در شرایطی قلم می زنم که می پندارند سیاست های کنترل جمعیت و حفظ محیط زیست ، دسیسه غرب علیه جهان اسلام است ! بله این سخنان معاون اول رییس جمهور در روز بسیج است .

در این شرایط من از چه بگویم ، من ناگزیرم از رخدادهایی که همه روزه مرگ طبیعت کشورم را رقم می زند در حد خبر بگویم و به موارد نقض قانون اشاره کنم . اینجا دیگر نمی توان از پایین بودن تنوع ژنی بین جمعیت یوز سخن گفت چون جز خودم و خودت و امثال من و تو کس دیگری نمی فهمد .. اصلا فرصتی برای این نوشتارها باقی نمی ماند چون هر روز دست گل تازه ای آب داده می شود .

دوست سبز اندیشم ، من این هفته را سکوت کرده بودم و نمی خواستم یکبار دیگر از این وقایع تلخ در تارنمایم چیزی بنویسم تا دیگران را بیازارم . در روزنامه نوشتم تا وظیفه ام را انجام داده باشم اما چون درد دل کردی من هم مجبور شدم درد دل کنم و دوباره تلخ بنویسم و تصاویر تلخ بگذارم .

اما نوشتم تا انها که امروز برای اولین بار به تارنمای من سر زدند ببینند مظلومیت طبیعت سرزمین و مظلومیت محافظانش را . درود بر تو ! 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 10:45  توسط مژگان جمشیدی  | 
Balatarin