|
"محیط زیست متعلق به همه و کوتاهی در حفظ آن خیانت به خودمان است" شهید یحیی شاهکو محلی
|
|
|
|
||||
|
سرانجام به دست توانمند ، مهندس هوشنگ ضیایی ، مدیر پروژه حفاظت از یوز پلنگ آسیایی ، آنچه که مدتها در انتظارش بودیم ، رقم خورد . بالاخره بعد از گذشت 12 سال از واقعه دلخراش کشتار یوزپلنگ های ایرانی در بافق و بعد از گذشت 4 سال از حادثه دلخراش سوزاندن 3 توله یوز باز هم در بافق یزد ، بالاخره برگ دیگری از زندگی یوز پلنگ ایرانی ورق خورد. مهندس ضیایی با ورودش به پروژه حفاظت از یوز پلنگ آسیایی ، بارقه های امید را در دل دوستداران حیات وحش زنده کرد و آنگونه که 22 ماه قبل در شرق نوشته بودم ، الحق و الانصاف که او حلقه گمشده این پروژه بود . و اما خبر : در پی تلاش شبانه روزی جمعی از کارشناسان ایرانی و یک هیئت خارجی که به دعوت ضیایی به ایران سفر کرده بودند ، سرانجام بعد از 20 روز تحمل سرمای طاقت فرسای کویری برای زنده گیری یوز پلنگ ایرانی و نصب گردنبندهای ردیاب بر روی گردن این حیوان، 2 قلاده یوز در منطقه حفاظت شده بافق در استان یزد زنده گیری و "فرستنده های رادیویی" و "فرستنده های GPS دار" بر روی گردن یوزها نصب شد. یوز های به دام افتاده بعد از انجام نمونه گیری های خونی و در صحت و سلامت نشانه گذاری و سپس آزاد شدند تا رمزگشایی جغرافیای زیستی و جمعیتی این گونه رو به انقراض از این پس به شکل جدی تر و علمی تری دنبال شود. نکته جالب تر اینکه در تله های کار گذاشته شده ، حتی یک قلاده پلنگ هم به دام افتاده که یکی از فرستنده ها بر روی گردن این پلنگ هم نصب شده است . این فرستنده ها با ارسال امواج رادیویی به محققان امکان می دهد تا یوزها را به طور شبانه روزی تحت کنترل داشته باشند و موقعیت جغرافیایی آنها ، نوع تغذیه و عادات غذایی، قلمرو، و حتی شرایط آب و هوایی منطقه ای که در آن قرار دارند را کنترل کنند . به زبان ساده تر بگم یعنی حتی وقتی یوزها طعمه ای را شکار می کنند و می ایستند که طعمه را بخورند ، امواجی ارسال می شود و کارشناسان با توجه به این امواج و فرستنده های GPS دار موقعیت حیوان را ردیابی می کنند و می توانند در کمترین زمان ممکن همه جا به دنبال یوزها باشند. این فرستنده ها تماما از سوی انجمن حفاظت از حیات وحش آمریکا به پروژه هدیه شده . ضمن اینکه 5 نفر از بهترین متخصصان استرالیایی ، افریقای جنوبی ، سوییسی ، اتریشی و فرانسوی در این پروژه حضور داشتند. سفر این افراد که تماما با هماهنگی های آقای ضیایی صورت گرفته بود، این امکان را برای کارشناسان متخصص حیات وحش و جمعی از دامپزشکان داخلی فراهم کرد تا از تجارب ارزنده این افراد در زمینه های حیات وحش ، چگونگی کار با تفنگ بیهوشی، روش های زنده گیری ، کار با تجهیزات پیشرفته ردیابی و فنون دامپزشکی دانش نوین را بهره مند شوند. شاید اگر من خودم شخصا در یکی از برنامه های چند روزه پروژه یوز پلنگ آسیایی با مدیریت مهندس ضیایی حضور نداشتم هرگز باور نمی کردم که چه سختی های طاقت فرسایی را عزیزان زحمتکش محیط بان و برخی کارشناسان همکار ایشان ، در کویر برهوت یزد متحمل می شوند تا ردی از یوز آسیایی بیابند ، از این رو باید دست همه عزیزانی را که در تمام این سالها برای نجات جان یوزپلنگ های آسیایی زحمت کشیدند به گرمی بفشاریم ، دوستان این دستاورد کمی نیست ! اینطور نیست که تصور کنید که خب تله ای کار گذاشته شد و یوزی در دام افتاد و گردنبند به آن نصب شد ! اینکه کجا این تله ها جاگذاری شوند بسیار مهم است ، مکان یابی مناسب این تله ها همه حاصل تلاشهای چندین ساله محیطبانان زحمتکش یزدی بوده که به گفته مهندس ضیایی اگر نبود این تجربه های ارزشمند آنان ، هرگز ما نمی دانستیم کجا باید آنها را نصب کنیم ، جایی که در مسیر تردد احتمالی یوزها باشد، و یوزها را به دام بیندازد. اگر نبود زحمات فردی مهندس ضیایی برای برقراری ارتباط با متخصصان خارجی و جلب توجه آنها برای سفر به ایران ، هرگز این همه امکانات و فناوری و تجهیزات اون هم بدون هزینه ، راهی ایران نمی شد!( این همان سفری بود که جرج شالر ، به دلیل بد دلی مسئولان وزارت امور خارجه از آن باز ماند!) 20 شب انتظار و بی خوابی ، در چادر در سرمای کویری، هر 2 ساعت به 2 ساعت سرکشی به تله ها برای اینکه ببینند آیا یوزی در تله افتاده یا نه ، پیاده روی های کیلومتری برای نزدیک شدن به تله ها و دریافت بهتر امواج و ... کار واقعا سخت و طاقت فرسایی است که محیط بانان و کارشناسان یزدی ، هومن جوکار و کامران کشیری همکاران پروژه یوز پلنگ آسیایی و بر و بچه های انجمن یوز پلنگ ایرانی و تنی چند از دانشجویان ارشد محیط زیست به خوبی از پس آن بر آمدند . مهندس ضیایی حقیقتا یکی از با تجربه ترین و بهترین متخصصان حیات وحش ایران است که مهمترین ویژگی اش روحیه خستگی ناپذیری اش است . کسی که ورودش به پروژه با اتمام زمان 4 ساله این پرژه همراه شد ، زمانی که دیگر نه پولی بود و نه علاقه ای در مدیران تازه وارد سازمان که پروژه را دنبال کنند ، اما او با عشق و امیدی وصف ناپذیر به آینده ، در کنار تلاش هایش برای رایزنی با کارشناسان خارجی و ... به جوانان چنان اهمیتی داد که حتی گاهی با مخالفت هایی هم در گوشه و کنار همراه می شد ، ضیایی تمامی برنامه های سرشماری طعمه های یوز را با جلب مشارکت دانشجویان علاقمند محیط زیست وNGO های فعال ، با کمترین هزینه ممکن به اجرا درآورد تا در ضمن این عملیات ها ، دانش او و دیگر همکارانش در سنوات مختلف به جوانان خارج از سازمان هم منتقل شود. او همه آنچه را که شاید در طی 20 سال درس خواندن نمی توانی کسب کنی ، با کار واقعی در فیلد به بچه ها آموزش داده و می دهد ، همیشه 40 تا 50 نفر در برنامه های او همراهش بودند تا اهداف آموزشی پروژه هم بهتر دنبال شود . ضیایی معتقد است این تجربه ها باید به جوانان علاقمند منتقل شود تا این جریان هیچ وقت متوقف نشود از ایشان و همه همکارانشان که در حال تحقق بخشیدن به آرزوی دیرینه ما ، یعنی نجات نسل یوز پلنگ ایرانی از خطر انقراض ، است تبریک می گویم و امیدوارم تلاش بی وقفه شان برای زنده گیری یوزپلنگ های دیگر که قرار است تا پایان فروردین ماه در بافق یزد همچنان ادامه یابد ، به نتیجه در خور برسد . گزارش مفصل تر این موضوع را به زودی در روزنامه منتشر خواهم کرد. در ادامه: یه نمره قبولی برای سارا باقری و عقاب طلایی که خبر را حدس زدند !
+
نوشته شده در یکشنبه 13 اسفند1385ساعت 2:13 توسط مژگان جمشیدی
|
|
|||||
|
|||||