|
"محیط زیست متعلق به همه و کوتاهی در حفظ آن خیانت به خودمان است" شهید یحیی شاهکو محلی
|
|
|
|
||||
|
راستی از چه چیزی باید خوشحال باشم ! از جشن ملی برای دستیابی به فناوری تولید سوخت هسته ای یا انتشار اخبار نابودی طبیعت سرزمین ام؟؟! اگر طبیعت نباشد ، اگر آب و درخت و کوه و جنگل و رودخانه و ... نباشد ، انرژی هسته ای به چه کار من می آید ؟! من خوشحال نیستم ، جایی که هر تیکه از خاک سرزمین ام ، تنوع زیستی ارزشمندش ، و یادگار تاریخ کهن اش هر ثانیه در حال نابودی است ، انرژی هسته ای کیلویی چنده؟ جایی که از ۳۶۵ روز سالش ، ۲۹۵ روز آفتاب اش تلف می شود و انرژی از آن حاصل نمی شود چرا من باید از فناوری هسته ای خوشحال باشم .. من امروز فقط نگران خجیر هستم . دو سال قبل را به خاطر دارم زمانیکه گزارش شد عده ای به اراضی پارک ملی خجیر و منطقه حفاظت شده جاجرود هجوم آورده اند و اقدام به قطعه بندی اراضی کرده اند و حتی زمینها را میل کوبی هم کرده بودند! اما گزارش در دفتر معاونت محیط طبیعی سازمان به جای رسیدگی بایگانی شد! و این نتیجه احداث سد در داخل منطقه حفاظت شده جاجرود و بخشی از اراضی پارک ملی خجیر بود ، پیامد شومی که امروز گریبان خجیر راگرفته و می رود تا فردا گریبان پارک ملی گلستان را بگیرد . که اگر طرح های سد سازی مورد نظر در پارک ملی گلستان که آرزوی دیرینه مسئولان آبخیزداری سازمان جنگلهاست در گلستان تحقق یابد ، از هم اکنون آینده گلستان را همچون خجیر بدانید . سازمان بازرسی کل کشور اشاره ای جالب به تاریخچه خجیر دارد ، آنجا که می گوید: پیش از انقلاب این منطقه به عنوان شکارگاه سلطنتی بوده و عوامل دربار مانع ملی شدن آن گردیدند . اما در سال 1358 با مصوبه شورای عالی انقلاب این منطقه به سازمان محیط زیست واگذار شد و از سال 1363 بخشی از اراضی زراعی و جنگلی پارک به همراه تاسیسات ساختمانی و کاخ های موجود به وزارت جهاد سازندگی سابق رسید . اما مسئولان قضایی و دولتی پاسخ دهند که در کدام دوره تاریخ خجیر تا این حد دستخوش تغییر و تحولات عمده و تخریب و تصرف شده است ؟ آیا بهتر نبود خجیر و سرخه حصار هرگز ملی اعلام نمی شد؟ ملی اعلام شدنی که به نام ملت بوده اما به کام دولت ! امروز مسئله اساسی در حفاظت از مناطق چهارگانه سازمان همین سوءاستفاده از عنوان "ملی" بوده و هست . مگر من و همنوعان من جزیی از این ملت نیستیم ؟! مگر من و فرزندان من و نوهای من و همنوعان من سهمی از این مناطق ملی ندارند ؟ مگر این مناطق به موجب اصل 45 قانون اساسی مصداق انفال نیستند ؟ پس چگونه است که هر ارگانی و هر فردی و افرادی به راحتی از اموال عمومی و سرمایه های ملی و ذخایر زنتیکی به تنهایی نفع می برند ، آن را چپاول می کنند و سهم آیندگان و حتی نسل فعلی را هم به پشیزی حساب نمی کنند ؟ این قصه ، غصه امروز ما نیست ، این غصه دیروز و پریروز و سالهای قبل هم بوده ، همیشه هر دولتی که بر سر کار آمده از اصلاح طلب و اصولگرا گرفته تا سردار سازندگی و سردار ویرانی و بانی انرژی هسته ای و عدالت ورز و غیره و ذالک کوچکترین حقی برای حقوق زیست محیطی شهروندان که مصداق بارز یکی از ارکان حقوق بشری است قائل نبوده. چرا علمای دینی و مراجع تقلید که برای کشیدن سیگار و ... فتوی صادر می کنند ، برای تخریب اراضی ملی ، میراث های طبیعی و فرهنگی این مرز و بوم که میراث های بشری محسوب می شوند فتوی نمی دهند ؟ چپاول و غارت تمامی کوهپایه های البرز مرکزی توسط گردن کلفتان و زور مداران و قانون شکنان به راحتی آب خوردن صورت می گیرد و هیچ نهادی دم بر نمی آورد ! اگر امروز من نوعی که قصد گذران اوقات فراغت ام را در اطراف رودخانه جاجرود در منطقه لواسانات و فشم و میگون و .. دارم اما حتی یک متر حریم امن رودخانه را نمی یابم تا درکنار آن سفره ناهارم را پهن کنم باید به چه کسی شکایت ببرم؟! مگر رودخانه ها و کوهپایه ها و قله ها و جنگل ها ارث پدری این زورمداران است که همه جا را بدون هیچ ممانعتی تصاحب کرده اند . چرا ؟ این است اصل سرمایه داری اسلامی ؟! امروز قوانین محیط زیست و منابع طبیعی فقط و فقط برای طبقات فرودست ، ضعیف و نخبه جامعه است !! امروز هر گردن کلفت قلدر مابی می تواند در مناطق حفاظت شده شکار کند ، ویلا سازی کند ، تخریب جنگل کند ، صید غیر مجاز کند و بسان اون فلان نماینده به اصطلاح اصلاح طلب مجلس دام هایش را در قلب پارک ملی بچراند و بسان اون یکی فلان نماینده اصلاح طلب مجلس ، مجوز معدن کاوی بگیرد ، اما حتی قدم گذاشتن من محیط زیستی و دیگر محیط زیستی های واقعی به مناطق ممنوع است . ورود برای همگان آزاد است ! هر نوع فعالیتی اعم از سد سازی ، راهسازی ، آزادراه سازی ، عبور خط لوله نفت و گاز ، احداث پتروشیمی و فولاد ، معدن کاوی ، برداشت شن و ماسه ، بهره برداری از جنگل ،احداث بنادر و اسکله ، اکتشاف نفت و گاز ،چرای دام ، شکار ، ویلاسازی ، شهرک سازی ، کشاورزی ، زهکشی ، تخلیه ذهاب های کشاورزی ، پساب های صنعتی و فاضلاب های شهری در مناطق چهارگانه و تالابها همه و مهمه آزاد است ، اما اما وای به زمانی که یک محقق ، یا یک دانشجوی محیط زیستی یا یک خبرنگار محیط زیستی قصد ورود به منطقه ای را داشته باشد، اول و آخر مجوز صادر نمی شود یا اگر هم شود اینقدر دیر که دیگر فایده ندارد و یا اینکه برای یک یا دو روز !! چون نباید کسی ببیند که چه جنایتی در دل این مناطق در حال وقوع است. خجیر و سرخه حصار و ورجین و جاجرود و البرز مرکزی و لار چنان به تاراج می رود که دیگر چیزی از ان باقی نمانده ! نگاهی از سر تاسف به کوهپایه های البرز مرکزی بیاندازید ! سرخه حصار و خجیر و ورجین را ببینید، اشک بریزید ، آه بکشید از سر حسرت ، و روی از شرم بپوشانید
+
نوشته شده در دوشنبه 20 فروردین1386ساعت 19:54 توسط مژگان جمشیدی
|
|
|||||
|
|||||