تبليغاتX
دیده بان محیط زیست ایران - سکوت غمبار محمد درویش ، برترین وبلاگ نویس زیست محیطی ایران را جدی بگیرید!
"محیط زیست متعلق به همه و کوتاهی در حفظ آن خیانت به خودمان است" شهید یحیی شاهکو محلی

وقتی محمد درویش در اعتراض به آبگیری سد سیوند و در غم به زیر آب رفتن میراث کهن تاریخی و طبیعی سرزمین پارس ، مهر سکوت بر دهان و قلم خود می زند ، این را به مثابه یک رخداد طبیعی و یک ژست میهن پرستی ساده نگذارید ، تنها یک تراژدی و یک فاجعه می تواند محمد درویش ، برترین و فعالترین وبلاگ نویس ایران در حوزه محیط زیست را چنان در غم و اندوه غرق کند که سکوت اختیار کرده و هزاران نفر خواننده تارنمایش را در انتظار رها کند و این تراژدی چیزی نیست جز نابودی" چهار راه تمدن ایران" ! چهار راهی که از تنگه بلاغی می گذشت ! 

***************

آن روز که به دیدارت آمدم تا جشن تولد عزیز ترین دوست ام را در کنار تو برپا کنم ،در سایه-آفتاب دیارت ، قصه خیر و شر را از زمین و هوا می شنیدم، میان اون همه سنگ و آفتاب ناگهان پژمردگی افسانه ام شد ، از زمینی که به پاس حرمت تو آن را بوسه زدم ، سر بلند کردم اما انگار آسمان روی سرم هوار شده بود ، خدایا من شاد بودم یا گریان ، غم غربت تو همه وجودم را فراگرفته بود ، چشمانم پر از اشک بود وقتی شمع سی امین سال زندگی عزیز ترین دوست ام را در کنار آرامگاه تو روشن می کردم ، خوشحال بودم که شادی یکی از قشنگ ترین روزهای زندگی "مژده" عزیزم را با تو قسمت می کردم اما چشمانم در اشک بود "آیا می توانم یکبار دیگر ، روزی دیگر و سالی دیگر چنین شادمانی را در کنار تو داشته باشم ؟آیا تا آن زمان تو هستی و آیا این مکان برای فرزند من هم باقی خواهد ماند ؟ آیا باز هم چنین فرصتی دست خواهد داد تا میزبان من باشی ؟" توصیف اینکه آن روز یعنی ۹ فروردین ماه من چه حالی داشتم قدری سخت و دشوار است ،یه حس خاص بود ! اینقدر که تمایلی به نگارش اون لحظات تابه امروز نداشتم ،

اما امروز ، امروز من شاهدم که چطور همه فریاد های دوستداران میراث فرهنگی و طبیعی این سرزمین در نطفه خفه شد، فریادها و خواهش ها و التماس هایی که یکسال است تکرار می شود اما گوش شنوایی برای آن در تمام این مدت نبود ، و امروز در غم به زیر آب رفتن هویت خاک گرفته من و تو  "محمد درویش" سکوت اختیار کرده است .

راستی این چه غمی است که می تواند فردی چون  محمد درویش را که از هر فرصتی برای روشنگری و نوشتن استفاده می کند ، به سکوت وادارد ، آه از نهاد او برآورد ، جوهر قلم اش را بخشکاند و او را به ورطه سکوت بکشاند و چشمانش را همانند روزی که عزیز ترین کس زندگی اش را از دست داده گریان کند ؟! مگر نه اینکه او هر بار که از سفر بر می گشت ، دهها صفحه خاطرات مصور و مشاهدات سفرهایش را در وبلاگستان به خوانندگانش عرضه می کرد ؟ این چه غمی است که توانسته ،شادی دیدار زیبایی های عروس زاگرس ،  "دنا" و "سی سخت" را خنثی کرده و او را به سکوت وادارد ؟

جناب آقای احمدی نژاد !!

"آقای رییس ، من از شما اعتراض دارم ، برای اینکه شما به میل ما بچه های ایران عمل نکردید ؟ من یک ایرانی هستم ودر مدرسه غیر انتفاعی نیلوفر مشغول به تحصیل هستم و درکلاس چهارم درس می خوانم ، شاید شما فکر کنید من نمی فههم ، ولی من خوب می فهمم ، من آثار چندین ساله خود را دوست دارم ، ...شما برای چه سد سیوند را ساختید ؟ برای چه آبگیری کردید؟..." ( متن کامل نامه را در تارنمای سعید سعیدی بخوانید )

جناب آقای احمدی نژاد!! چرا به نامه های صدها کودک ایرانی که به منظور استمداد از شما برای نجات تنگه بلاغی نوشته و ارسال شد ، پاسخ ندادید ؟ چرا ؟ راستی شما فکر می کنید که کودکان هم همانند متخصصان و نخبگان جامعه نمی فهمند !!

بله شاید به ظن شما و اعضای کابینه شما تحصیل کرده های جامانده از پست صدارت و وزارت و ریاست چیزی نفهمند ، اینقدر که هر روز علی رغم همه اعتراضات و نامه نگاری ها شاهد دسته گل های جدیدی هستیم که عمدتا توسط دو نفر از اعضای کابینه شما به آب داده می شود( خانم جوادی و جناب مشایی) ، اما کودکان می فهمند ، آنچنان که همه زیستمندان این سرزمین می فهمند و حق حیات را درک می کنند ، حقی که امروز به واسطه طرح های مخرب توسعه از آنان سلب شده و می شود ، راستی که شرم آور است که در آستانه روز جهانی زمین، معاون جنابعالی در سازمان محیط زیست از واگذاری مناطق چهارگانه در آینده نزدیک به بخش خصوصی علاقمند خبر میدهد !! و در ابتدای امر هم گویا به گفته ایشان یک منطقه شکار ممنوع در سمنان به کانون شکار ایران واگذار شده تا برچسب شکار ممنوعی از روی منطقه برداشته شود !!

جناب رییس جمهور ، شکی نیست که این کودکان هیچ حقی در انتخاب شما نداشته اند و حتی سایر زیستمندان این سرزمین هم سهمی در انتخابات نداشته و نخواهند داشت ، اما حق حیات که دارند ؟ حق دارند که هویت گمشده شان را فردا از من و شما مطالبه کنند ؟ پاسخ شما به میلیون ها کودک ایرانی و نسل های بعد که برای همیشه از درک تنگه بلاغی و تنگه بلاغی ها و گلستان ها و خجیر ها و نای بندها  محروم شده اند چیست ؟ اگر شما علاقه ای به محیط زیست و منابع طبیعی و میراث فرهنگی ندارید این دلیل بر بی اهمیتی موضوع نیست !

دریاچه بختگان

دریاچه بختگان و مرگ ۳۳۰۰ جوجه فلامینگو در میان شوره زار -سال ۱۳۷۹

جناب رییس جمهور ، شاید آبگیری این سد ، برای چند سالی رویای آب را به مانند نفتی که وعده دادید بر سفره ما می آید و هنوز هم نیامده ، به سر مزرعه کشاورزان ببرد ، اما قدری بیاندیشید که به چه قیمتی ؟ به قیمت از دست دادن میراث کهن فرهنگی یک ملت ؟ به قیمت از دست دادن یه ذخیره گاه ارزشمند گیاهی جهان؟به قیمت نفس های به شماره افتاده هزاران هزار فلامینگو در پارک ملی دریاچه بختگان؟ به قیمت غرق شدن ۸۰۰۰ درخت جنگلی ۵۰۰ ساله و میلیونها موجود زنده بی مهره و مهره دار؟ به چه قیمتی ؟!!  ناامیدی فرزندان و کودکان این سرزمین را چه می کنید ؟ 

جناب رییس جمهور ! کلنگ سیوند را شما به زمین نزدید و می توانید هزار و یک عذر و بهانه داشته باشید ، همانطور که کلنگ بسیاری ا ز طرح های مخرب طبیعت را روسای جمهور قبلی به زمین زدند ، اما شما درست به مانند همین لحظه ای که در بین  دروازه یک کاخ هخامنشی ایستادید ، مقابل خواهش و تمنای یک ملت ایستادید و نشان دادید که شما هم فرقی با قبلی ها نداشته و ندارید و بلکه بی تفاوت تر از قبلی ها حتی نسبت به طبیعت این سرزمین هم هستید ...

پیوست: بازتاب سکوت محمد درویش، در اعتماد ملی ،مهر دل ،همنهاد

سیامک معطری:سكوت برترين وبلاگ زيست محيطی سرزمين ، وظيفه ما اينست که به اهالی اين سامان بگوييم که او سکوت کرده است

علی رضاآیینه چیان:سکوت به این معنا که وبلاگ مهار بیابان زایی به روز نخواهد شد. چرا؟ آب گیری سد سیوند آنچنان قلبش را آزرده که ترجیح می دهد تا زمانی نا معلوم در سکوت سر کند.

محمد آقازاده:نوشته تلخ محمد درویش در وبلاگ مهار بیابان زدائی به من انگیزه داد که مطلب پیش رو را قلمی کنم : هر کس به غیر قالیباف

محمد طاهری:"فریاد های "محمد درویش" به سکوت تبدیل شد"، درویش عزیز! شمعی که برای محیط زیست ایران برافروخته ای، غنیمت است واز تو می خواهیم بمانی وباز هم برای ما از بیابان بنویسی واز بیابان بگویی.

وحید نوروزی: به احترام سکوت تلخ و غمبار محمد عزیز من هم سکوت میکنم...

سعید سعیدی: شرمنده حسين هستم ! كودكي که در پاسارگاد خود را محافظ آرامگاه كورش كبير ميدانست، حتي شرمنده آن لك لكي كه شايد به نشانه اعتراض به ساخت سد در مقابلش لانه كرده بود

محمد رضا مردانیان:وبلاگ معروف «مهاربیابان زایی».این عزیزما ،دراعتراض به آبگیری سدسیوند،نوشتن مطالبش رومتوقف کرده

واژه نویس:درویش عزیز سکوت اختیار کرده است

سید علی رضا موسوی: "حنجره ها روز‌ة سكوت گرفتند      پنجره ها تارعنکبوت گرفتند "

حر منصوری: به احترام سکوت محمد درویش و دیگر دوستان عزیز من هم وبلاگم را تا شروع دوباره ایشون آپ نمی کنم

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 اردیبهشت1386ساعت 17:16  توسط مژگان جمشیدی  | 
Balatarin