تبليغاتX
دیده بان محیط زیست ایران - چرا قاتل جنگلبان گیلانی هنوز هم مجازات نشده است؟!( بخش نخست)
"محیط زیست متعلق به همه و کوتاهی در حفظ آن خیانت به خودمان است" شهید یحیی شاهکو محلی
  دومین سالروز شهادت جنگلبان ناصر پیروی، رییس اداره منابع طبیعی ماسال ،  امروز در حالی در دیلمان گیلان برگزار می شود که هنوز هم حکم قصاص سرهنگ پاسدار افراسیاب نصیری یکی از قاتلانش ، به تایید دیوان عالی کشور نرسیده است. چرا ؟ چرا قاتلینی که در یک اقدام از قبل برنامه ریزی شده ابتدا اقدام به آدم ربایی و سپس با تیغ موکت بری ناجوانمردانه سر از بدن او جدا کرده اند، هنوز هم به دار مجازات آویخته نشدند ؟! ناصر پیروی به کدامین گناه کشته شد ؟

چرا فریادهای  همسر جوان و داغدارشهید پیروی و سه دختر یتیم شده اش را که 10 روز قبل در اعتراض به عدم تایید حکم قصاص یکی از قاتلان در ساختمان دیوان عالی کشور تا ساعت ها ضجه و شیون زدند کسی نمی شنود؟.آیا براستی خدمت در یک نهاد نظامی و پست و مقام و درجه بالا می تواند حتی برای متهمان به قتلی که خود اعتراف به چنین جنایتی کرده اند ، مصونیت قضایی و حقوقی را به دنبال داشته باشد ؟ که اگر پاسخ غیر از این است چرا هنوز هم مجازاتی برای قاتلان در نظر گرفته نشده تا لااقل مرحمی باشد بر دل زخم خورده خانواده پیروی و امید به اینکه عدالت اجرا می شود؟ چرا متهمان به آدم ربایی که آنها نیز از نهادهای نظامی و امر به معروف بودند اکنون با قرار وثیقه آزاد هستند ؟!

چرا بهای حفاظت از جنگل ها و مراتع و اراضی ملی شده کشورمان را که این روزها به تعبیر جناب احمدی نژاد بیش از هر کسی از ناحیه افراد "با نفوذ وآقا زاده ها" مورد تعرض و تصرف واقع می شود را جنگلانان و محیط بانان باید با خون ریخته و سر بریده خود بپردازند ؟ چرا در کمتر از سه دهه 420 جنگلبان و 95 محیط بان محیط زیست مورد هجوم و ضرب و شتم قرار گرفته و جان خود را از دست داده اند اما هنوز هم هیچیک از متهمان به قتل به مجازات نرسیده اند ؟  

اگر آنروز که قاچاقچیان چوب، دست و پای جنگلبانان را به جای کنده درخت،  اره کرده و قطع می کردند و اگر آنروز که جنگلبانان و ماموران حافظ منابع طبیعی و محیط زیست را زیر تراکتور و لودر گذاشته و از روی آنها می گذشتند با متهمان برخورد قضایی شده بود، آیا بازهم امروز کسی جرات می کرد چنین گستاخانه سر از بدن پیروی جدا کند ؟

اگر آنروز که چهار جنگلبان را در کرمانشاه به رگبار گلوله بستند و هر 4 نفر را به قتل رساندند و اگر آنروز که رشید غفاری ، جنگلبان بی دفاع تالشی را در برابر چشم همسر و فرزندانش نیمه شب به رگبار گلوله بستند ،( آنقدر که بقایای جگرش به در و دیوار پاشید و 10 دقیقه بعد در آغوش فرزندانش جان داد ، ) و اگر آنروز که با نارنجک منزل رییس اداره منابع طبیعی ایلام را مورد هجوم و یورش قرار دادند و همگی را روانه بیمارستان کردند ، با قاتلان و ضاریان برخورد انتظامی و قضایی شده بود آیا باز هم امروز شاهد چنین جنایاتی بودیم ؟

ریاست محترم قوه قضاییه و سازمان بازرسی کل کشور، نمایندگان محترم مجلس و (جناب اسکندری که هر روز در پی انحلال منابع طبیعی و نابودی طبیعت این سرزمین هستی!) !

باور کنید تا وقتی که مجازاتها با جرم متجاوزان به اراضی ملی و محیط زیست همخوانی ندارد و تا وقتی که قاتلان از هرگونه محاکمه و مجازاتی معاف هستند و تا  وقتی که ریختن خون حافظان منابع طبیعی ارزش حتی پیگیری های انتظامی و قضایی را هم ندارد ، باید انتظار وقوع چنین حوادثی را هم داشت ! وقتی که ماده 34 قانون حافظت و بهره برداری از جنگل و یا به تعبیر کانون دیده بانان زمین ، این " شاه کلید تجاوز به جنگل " تا همین سال گذشته هم به قوت خود باقی بود و هر از چند گاهی توسط نمایندگان مجلس به تمدید می رسید تا اهرم قانونی باشد در دست متجاوزان به جنگل ، وقتی مسئولان منابع طبیعی و وزارت جهاد کشاورزی بی توجه به ارزش جنگل و مرتع ، در این سه دهه اخیر تا توانستند اقدام به واگذاری های کلان و بخشش و فروش اراضی ملی کرده اند و وقتی دست صنایع چوب و شرکت ها و نهاد های دولتی و بنیادهای ریز و درشت و ...  برای نابودی جنگل همچنان باز گذاشته می شود، باید انتظار این را هم داشت که قاچاقچیان و جنایتکاران بدون واهمه به کار خود ادامه دهند و اینجاست که زمینه لازم برای قتل جنگلبانان و دیگر حافظان منابع طبیعی مهیا شده و اگر جنگلبان و یا ماموری زیر بار تطمیع و رشوه نرود محکوم به مرگ می شود !

پدر شهید ناصر پیروی - ۷ اردبیهشت ماه سال ۱۳۸۵ در نخستین مراسم سالگرد فرزندش از ائمه جمعه ، نماینده مردم سیاهکل و لاهیجان ، رییس سازمان جنگلها و مسئولان دادگستری استان و دیگر مقاماتی که در این مراسم شرکت داشتند خواستار قصاص هر دو قاتل فرزندش شد.

امروز 7 اردبیهشت ماه، دومین سالروز شهادت ناجوانمردانه ناصر پیروی ، رییس اداره منابع طبیعی شهرستان ماسال است . جنگبان شجاع و بی دفاعی که تا وقتی بود ، وجودش لرزه بر اندام متجاوزان به جنگل می انداخت و سایه اش چون چتری بر فراز جنگل های ماسال و شاندرمن ، سرزمین افسانه ای "رنگ خدا " گسترده بود. پیروی را همه "شیر جنگل های گیلان" می نامیدند . او در طول 26 سال خدمت در منابع طبیعی استان هیچوقت شرف و انسانیت اش را با پول و رشوه معامله نکرد . پیروی 3 ماه قبل از اینکه به دست سرهنگ افراسیاب نصیری و پرویز کاظمی به قتل برسد ،بارها از سوی فرد اول مورد تهدید قرار گرفت و وقتی پیشنهاد رشوه نصیری به او برای تصاحب جنگل ره به جایی نبرد ، اینجا بود که برنامه ریزی برای ترور شخصیت او آغاز شد و هر آنچه که انگ و برچسب بود به پیشانی او نصب کردند. اما پیروی باز هم کوتاه نیامد. بارها به مسئولان ارشد استان از جمله مدیر کل منابع طبیعی ، رییس حراست اداره منابع طبیعی ، امام جمعه ماسال ، فرماندار ماسال،  سازمان قضایی نیروهای مسلح و ... کتبا و شفاها شکایت برد ، اما ...

تا اینکه صبح روز حادثه مطابق معمول با خودروی سازمانی خود از منزل اش در رشت خارج شد تا خود را به اداره ماسال برساند. اما بعد از پلیس راه رشت ، خودروی او به دستور 4 نفر از ماموران ایست بازرسی متوقف شد . ماموران او را در حالیکه خودروی سازمانی اش نیز روشن بود ، سوار یک پژو آردی کرده و او را در نزدیکی جنگل های صومعه سرا تحویل قاتلین دادند ، بعد از آن پیروی توسط قاتلان با دست های بسته به داخل صندوق عقب خودرو منتقل شد تا به قتلگاه خود در داخل جنگل رسید ....

طبق اظهارات متهمان و گزارش نماینده دادستان عمومی و انقلاب رشت ، او با تیغ موکت بری و به شیوه ای ناجوانمردانه که شدت انتقام جویی قاتلان را نشان می دهد از ناحیه پشت گردن که نیروی مضاعفی را هم می طلبد سر بریده می شود . افراسیاب نصیری در حالیکه خود مسلح به سلاح کلت کمری هم بوده ، اما برای اینکه شهید پیروی عذاب بیشتری موقع مرگ متحمل شود ، او را با دستان بسته به روی زمین می خواباند و با تیغ موکت بری سر او را می برد....

"خون تا شعاع یک متری زمین را می پوشاند "، همسر دل نگران پیروی از صبح نگران او می شود . چون فاطمه ناگهان با جیغ و فریاد از خواب بیدار می شود و پدرش را جستجو می کند ، فاطمه دختر کوچکتر پیروی که در آن زمان تنها 9 سال سن داشت و در حالیکه اشک هایش از چشمانش جاری بود اونروز در منزلشان به من می گفت : خواب دیدم بابا منو داشت می برد دم سرویس مدرسه ، اما یه دفعه چند نفر اومدند توی ماشین و بابا را گرفتند بردند . من گریه می کردم و بابام پشت میله های زندان بود و بعد هم از خواب بیدار شدم . همسر پیروی می گفت : نگران شدم به اداره ماسال زنگ زدم اما گفتند نیامده ، رفتم اداره کل منابع طبیعی در رشت، گفتم شاید امروز به خاطر اینکه یه جلسه دادگاه هم با یکی از اقوام همین افراسیاب نصیری بر سر تصرف اراضی ملی در رشت داشته ،شاید نرفته ماسال و اومده دفتر حقوقی اداره در رشت ، اما اونجا هم نبود ، تا شب هر چه گشتیم پیدا نشد تا اینکه خبر دادند خودروی او را بعد از پلیس راه رشت پیدا کرده اند . من می دونستم که کار نصیری است . و فرداش توی اداره آگاهی به همه گفتم که نصیری چند بار آقام رو تهدید به مرگ کرده ، اما کسی باور نمی کرد . تااینکه دو روز و نیم بعد یعنی عصر جمعه جسد او را در جنگل پیدا کردند ....

ناله و شیون به آسمان بلند شد . " خدایا آقام چه گناهی کرده بود ؟ اون خدمتگزار مردم و کشورش بود ، جنگل را مثل ناموس اش می دونست و اجازه نمی داد کسی به جنگل تعرض کنه ، نصیری می خواست چند هکتار از اراضی جنگل را برای خودش سند بزنه ، آقام نمی ذاشت ، می گفت اینجا اراضی ملی است ، اینجا جزء طرح ملی صیانت از جنگله و اون گاهی وقتها با سوء استفاده از موقعیت اش در دستگاه نظامی با خودروی نظامی به جنگل شبانه یورش میاره ، چرا حالا باید توسط یه فرد نظامی کشته بشه ؟ چرا هر چی فریاد زد کسی حرفشو گوش نداد ؟ چرا  ؟ به همه گفت که تهدید به مرگ شده ، اما هیچ کس قبول نکرد ، آقام 3 ماه بود به قتل رسیده بود! از روزی که براش جوسازی کردند و انگ بهش زدند ، اونو ترور شخصیتی کردند اما وقتی دیدند بازم حاضر به قبول رشوه و واگذاری جنگل نیست سرش را بریدند . چه کسی جواب بچه هاشو میده ؟ اینه  عاقبته خدمت گذاری ؟ ...."

دادگاه رسیدگی به اتهامات 6 متهم به قتل و آدم ربایی شهید ناصر پیروی در مهرماه سال 1384 به صورت علنی و با حضور خیل عظیمی از مردم و برخی مسئولان استانی در رشت برگزار شد ، وقتی صحنه های بازسازی شده این جنایت دردادگاه پخش شد ، اکثر حاضران گریستند و باز هم فریاد و شیون زن و فرزند و مادر و پدر پیروی بود که به آسمان بلند می شد.

جسد پیروی در حالی در جنگل پیدا شد که سرش تا نیمه از بدن جدا و تیغ موکت بری در گردنش شکسته بوده ، برخی از قسمت های لباس هایش به دلیل مقاومت در زمان مرگ پاره شده و هر دو مشت دستش گره شده بود ، در حالیکه علف های کف جنگل که از زمین کنده بود هنوز در دستش بود.

پیروی همانند همه مدافعان مظلوم طبیعت و محیط زیست این سرزمین که بدون هیچ سلاحی می بایست در مقابل زمین خواران و قاچاقچیان چوب و حیات وحش ایستادگی کنند به قتل رسید، اما قتل او زنگ خطری بزرگ را به صدا در آورد که طنین آن شدت یافتن صدای اره قاچاقچیان و جنایتکاران در جنگل های شمال ایران بود ، زنگ خطری که هر روز بلندتر از دیروز همچون ناقوس در دل جنگل های تکه و پاره و منهدم شده شمال ایران نواخته می شود اما کسی آن را جدی نمی گیرد!

آیا براستی همسر ، فرزندان و پدر و مادر پیر و مظلوم شهید ناصر پیروی حق ندارند تا قصاص قاتلان و مجازات متهمان به آدم ربایی شهید پیروی را مطالبه کنند ؟ آن هم در شرایطی که دادگاه تا کنون دو بار حکم قصاص افراسیاب نصیری را به تایید رسانده است اما این حکم یکبار در دیوان نقض شد و بار دوم هنوز هم در انتظار تایید است ؟

امروز پرونده جنایت خونینی که دو سال قبل در چنین روزی در جنگل های گیلان رقم خورد بر هیچ کس پوشیده نیست که حتی ائمه جمعه و برخی نمایندگان استانی مردم در مجلس نیز خواستار صدور حکم قصاص برای متهم و متهمان در هر لباسی که بوده اند ، شدند .

شهید ناصر پیروی از آن دسته از دلاور مردانی است که شاید دیگر در تاریخ تکرار نشوند و شاید دیگر تاریخ رنگ جوانمردهایی چون او را هرگز نبیند ، کسی که آبرو و شرفش را قبل از مرگش به عناوین گوناگون سعی کردند خدشه دار کنند ، اما باز هم  پیشنهاد رشوه های کلان را به قیمت از دست دادن جان اش و برای حفاظت از انفال و اراضی ملی رد کرد .

بر روی سنگ قبر این شهید نوشته شده بود:

رفیقان جمع گردید بر مزارم              به دل من رازها بسیار دارم

منم ناصر عزیز قلب مادر                  گل خونین باغ آسیابر

شدم با حیله صیاد جنگل                شهید کینه جلاد جنگل

گواهم  دست های بسته بودند        پناهم راش های خسته بودند

شقایق ها شرح خون سرودند          پرستوها برایم نوحه خواندند

اگر در گور خاموش خفته ام من         ولی بر ناکسان نه گفته ام من

نچیدم من گلی از باغ دنیا                شدم قربانی نامردمی ها

هر آن کس با حقیقت آشنا شد         حسین آسا سرش از تن جدا شد!

پس بیایید امروز به احترام پیکر سلاخی شده شهید ناصر پیروی ، شیر جنگل های گیلان، پدر زهرا و فاطمه کوچولو ، بزرگمرد تاریخ طبیعت ایران و به حرمت خون پاک یکی از شریف ترین انسان های پاک سرشت سرزمین مان که ددمنشانه به قتل رسید کلاه از سر برداریم ، دقایقی سکوت کنیم ،فاتحه ای بخوانیم، به خاک سجده زنیم و از خداوند برای خانواده داغدارش فقط و فقط طلب آرامش و صبر کنیم.

بیایید به حرمت خون به ناحق ریخته شده ناصر پیروی که تاآخرین لحظه مرگش باز هم حاضر به واگذاری جنگل نشد ، و به حرمت خون همه حافظان گمنام طبیعت این سرزمین که در نبردی نابرابر در سرزمین خودی و به دست جنایتکارانی که از دشمن خارجی نامردتر هستند و بی سر وصدا کشته می شوند و هیچ کس دم بر نمی آورد قسم بخوریم که نگذاریم خون پیروی ها ، رشید غفاری ها ، حنیفی ها ، شاهکومحلی ها و مومنی ها و جمشیدی ها ( محیط بان جوان 27 ساله شیرازی که که در محاصره 3 شکارچی هدف اصابت گلوله های پی درپی در پارک ملی بمو قرار گرفت و کشته شد) پایمال شود .

در این هفته سعی خواهم کرد جزییات قتل ناصر پیروی و روند رسیدگی به پرونده متهمان و اظهارات قاتلان و آدم ربایان را در پست های بعدی ارائه کنم.

یاد و خاطر شهید مهندس ناصر پیروی ، رییس اداره منابع طبیعی ماسال ، گرامی و راهش پر رهرو باد .

+ نوشته شده در  جمعه 7 اردیبهشت1386ساعت 16:45  توسط مژگان جمشیدی  | 
Balatarin