سازمان محیط زیست با انتقال آب حوزه به حوزه مشکلی ندارد!

هفته گذشته در نخستین روز از هفته محیط زیست رییس سازمان محیط زیست در جمع خبرنگاران حاضر شد تا به پرسش های خبرنگاران پاسخ دهد . ایشان هم تقریبا به تمامی پرسش های خبرنگارانی که برای طرح سئوال نام نویسی کرده بودند جواب دادند الا من! خب البته چندان جای گلایه نیست چون چند روزیست که آقای مرادی ، مدیر روابط عمومی این سازمان ، از سازمان رفته و روابط عمومی فعلا مدیر و گرداننده نداره و به همین جهت معاونت آموزش سازمان، این نشست خبری رو هدایت می کرد و آقایان نیز لطف کردند از صدر و ذیل لیست خبرنگاران متقاضی سئوال، نام همه را خواندند الا من! و وقتی هم اعتراض کردم گفتند دیگه وقت نیست درحالی که آقای محمدی زاده تا ۴۰ دقیقه بعد از این جلسه همچنان در حال انجام مصاحبه اختصاصی با خبرنگاران بود !!

به هر حال علی ایحال دیگر گلایه ای نیست و رییس دفتر ایشون هم گفتند که این امر سهوا بوده و عمدی در کار نبوده و ما هم پذیرفتیم .

اما اظهارات  هفته گذشته آقای محمدی زاده اون هم در روزی که به نام روز جهانی محیط زیست  و در سالی که به نام جنگل و دردهه ای که تا سال ۲۰۲۰ به نام دهه تنوع زیستی نامگذاری شده واقعا پرسش برانگیز بود.

چون تقریبا ۹۰ درصد سخنان  ایشون مربوط به حوزه معاونت انسانی و مسائل برنامه و بودجه و ... می شد و شاید کمتر از ۱۰ درصد به محیط زیست طبیعی مربوط می شد و این نشان می دهد که اساسا تنوع زیستی و کلا موضوع زیستگاهها و حیات وحش تا چه اندازه در این سازمان مظلوم واقع شده است که حتی در چنین روزی هم جایی برای سخن گفتن از آنها نیست.

موضوع انتقال آب از یک حوزه به حوزه دیگر که در سالهای گذشته هم مرسوم بوده و در سالهای اخیر شدت گرفته بحث دیگری بود که یکی از خبرنگاران به بخشی از ان اشاره کرد. انتقال آب از سرشاخه های کارون به اصفهان با حفر تونل در زیر منطقه حفاظت شده تنگ صیاد .

آقای محمدی زاده هم در پاسخ گفتند : جابجایی آب از یک حوزه به یک حوزه دیگر تابع مطالعات تامین آبی است که در شورای عالی آب تهیه شده و ما هم یکی از اعضای این شورا هستیم  و جای هیچ نگرانی از بابت جابجایی آب و حفر تونل در اینجا نیست. اما اینکه این طرح ها ممکن است مشکلاتی ایجاد کند نیازمند تهیه گزارش های ارزیابی است که دراین مورد خاص هنوز هیچ تصویبی در سازمان صورت نگرفته است .

پرسش من این است که چطور سازمان محیط زیست هیچ نگرانی بابت جابجایی و انتقال آب از یک حوزه به حوزه دیگر ندارد در حالی که در این مورد اغلب کارشناسان به این طرح ها انتقاد دارند ؟ مگر نه اینکه این جابجایی از یک حوزه به حوزه دیگر مستلزم انجام مطالعات ارزیابی استراتژیک و ارزیابی اثرات در منطقه مبدا و مقصد و میانه راه است ؟ اساسا در مورد کدام یک از این طرح ها چنین ارزیابی استراتژیکی انجام شده ؟ 

براستی سازمان محیطزیست با کدام توجیه فنی و زیست محیطی با انتقال آب از رودخانه چالوس در غرب مازندران به شرق مازندران موافقت کرده است ؟ اون هم در حالی که رودخانه چالوس یک رودخانه حفاظت شده است و منطقه ای هم که الان قرارگاه خاتم الانبیا به عنوان پیمانکار داره توش کار می کنه و کوه تراشی و جنگل تراشی می کنه تا تونل حفر کنه و جاده بزنه ، بخشی از منطقه حفاظت شده البرز مرکزی شمالی است؟

طرح انتقال آب از تنکابن به تهران که اخیرا وزیر نیرو مژده داده نیز ، با کدام مطالعات توجیهی می خواد صورت بگیره ؟ با کدام ارزیابی و با کدام منطق آمایشی؟

آقای محمدی زاده هفته گذشته از لزوم اجرای طرح های آمایش استانی درتمامی استانها تا پایان سال ۹۰ خبر داد اما نگفت که اساسا این انتقال آب از تنکابن به تهران برای تامین آب مورد نیاز مسکن مهر در غرب تهران با کدام توجیه آمایشی قرار است صورت گیرد ؟ اگر دولت هر روز شعار می دهد و برنامه های جهادی اجرا می کند و کارکنانش را از تهران خارج می کند س چرا هر چه آب از چهار گوشه استان تهران است به سمت تهران می آورد ؟

امروز آب تهران از طریق سد طالقان ، کرج ، لار، لتیان و ماملو تامین می شود و حدود ۴۰ درصدش هم از طریق آب زیر زمینی . آیا این همه بی عدالتی که در سالهای گذشته در حق کشاورزان طالقانی ، مازندرانی و شهریار و ورامین روا شد تا حقابه آنها را به تهران بیاوریم بس نبود که حالا می خواهیم آب تنکابن را هم به تهران بیاوریم ؟

بعد چگونه انتظار داریم همه از تهران خارج شوند وقتی همه چیز را داریم برای تهرانی ها و ساکنان شهرهای بزرگ می آوریم و حق استانهای مجاور و شهرهای پایین دست را ضایع می کنیم؟ به این سیاست ها می گویند ترویج تمرکزگرایی نه تمرکززدایی که دولت فقط شعارش را می دهد اما جوری دیگر عمل می کند.

به هر حال اینکه رییس سازمان محیط زیست عملا در روز جهانی محیط زیست و درحالی که بدترین فجایع زیست محیطی کشور در چند دهه اخیر توسط وزارتین نفت و نیرو رقم خورده و او باز هم اعلام می کند که عملا نگرانی بایت ساخت سدها ندارد و با انتقال آب حوزه به حوزه هم مشکلی ندارد و هرگونه نشتی و آلودگی نفتی را هم امری طبیعی جلوه می دهد ، واقعا نگران کننده است.

چرا که این سخنان از جانب فردی عنوان می شود که علی القاعده باید مدعی العموم محیط زیست ایران باشد اما گویی بیشتر با وزرا و وزارتخانه ها همراه است تا محیط زیست.  

 

سازمان محيط زيست به جاي شكايت از مخربان از مدافعان محيط زيست شكايت كرد

ديروز با شنيدن خبر شكايت مدير كل محيط زيست استان چهارمحال و بختياري از هومان خاكپور ،‌ به دادگاه واقعا متاسف شدم . متاسف از اينكه يوسف پور مدير كل محيط زيست اين استان بر اساس آنچه خود در تارنمايش ادعا كرده ۱۱ سال است سابقه كار مطبوعاتي دارد و بعد اينچنين از يك وبلاگ نويس به دليل آنچه كه او تشويش اذهان عموم و نشر اكاذيب خوانده به دادگاه شكايت كرده است ! البته ايشان به گفته خودشان ۳۲ ساله هستند و ۱۱ سال سابقه كار مطبوعاتي و ۴ سال هم سابقه كار در محيط زيست دارند كه جمعا مي شود ۱۵ سال . براي فردي كه گويا از ۱۷ سالگي سخت كار كرده و درس دامپزشكي خوانده و در محيط زيست هم كار كرده و علي القاعده بايد حسابي از زير و بم خم محيط زيست و رسانه مطلع باشد حقيقتا قدري اين اقدام حيرت آور است!

راستش با همان شناخت ناچيزي كه از آقاي يوسف پور داشتم انتظار چنين برخورد چكشي كه تاكنون در سازمان محيط زيست سابقه نداشته را از ايشان نداشتم و بعيد مي دانم كه اين تصميم خودشان بوده باشد! ۴۰ سال است كه اين سازمان تاسيس شده و تاكنون سابقه نداشته كه فردي از مديران اين سازمان عليه يك فعال و دلسوز محيط زيست و يا يك نويسنده و خبرنگار به دادگاه شكايت كند. و حالا يوسف پور اين ركورد را براي نخستين بار به نام خود ثبت كرد.

اتهام آقاي خاكپور،‌تشويش اذهان عموم و نشر اكاذيب است . نشر اكاذيب هم چيزي نيست جز انتقاد از  سازمان محيط زيست به دليل موافقت با عبور خط لوله گاز از منطقه حفاظت شده تنگ صياد كه گويا قرار بود در فهرست ذخيره گاههاي بيوسفري يونسكو هم به ثبت برسد اما حالا بر اساس آنچه كه مدير طرح حفاظت از تنوع زيستي زاگرس مركزي به  مهر گفته و او هم معترض به اين موضوع بوده گويا يونسكو قرار است در اين تصميم خود تجديد نظر كند و تنگ صياد را از فهرست ذخيره گاههاي بيوسفري حذف كند.

و شگفتا كه محيط زيست به جاي شكايت از مخربان و متجاوزان با آنها به راحتي تعامل كرده و دست دوستي به سوي همه مخرباني كه كوچكترين ملاحظه اي در كارشان براي حفظ محيط زيست ندارند ،‌دراز كرده و بعد از يك كارشناس منابع طبيعي نام آشنا و از يك وبلاگ نويس سبز و دلسوز طبيعت به دادگاه شكايت مي كند .

گويا آقايان محيط زيستي يادشان رفته كه به موجب اصل ۵۰ قانون اساسي هر عمل عمراني كه به تخريب محيط زيست منجر شود ممنوع است . گويا سازمان محيط زيست يادش رفته كه به موجب ماده ۶ قانون حفاظت و بهسازي محيط زيست مي بايست از هر اقدامي كه منجر به تخريب اكوسيستم  و از بين رفتن منظر طبيعت مي شود جلوگيري به عمل آورد ولي نمي آورد .

و گويا محيط زيست يادش رفته كه به موجب همين اصل ۵۰ قانون اساسي كه روزي صدبار زير پاي مديران اين سازمان لگد مال مي شود حفظ محيط زيست يك وظيفه عمومي تلقي شده و همه مردم ايران در حفظ محيط زيست مي بايست نقش آفرين باشند و به تبع حق هم دارند از اقدام خلاف قانون اين سازمان به دادگاه شكايت برند.

شهروندان ايراني حق دارند اگر احساس كردند اين سازمان در وظايف اش كوتاهي كرد به ديوان عدالت اداري شكايت برند و يا حتي از اين سازمان به مدعي العموم شكايت كنند. اما انگار سازمان محيط زيست همه اينها را فراموش كرده و يادش رفته كه با همين مجوزهاي ارزيابي پر سر و صدايش كه حتي معاون اين سازمان هم آن را زير سئوال مي برد و قبول ندارد ،‌چه خيانت ها كه در حق مناطق ايران نكرده است .

تعريض جاده پارك ملي گلستان ،‌ ساخت جاده در تالاب بين المللي انزلي ،‌ معدن كاوي در منطقه حفاظت شده ارسباران ،‌ سدسازي در پناهگاه حيات وحش كيامكي ، سدسازي و جاده سازي در پارك ملي خجير ،‌ انتقال آب رودخانه حفاظت شده چالوس در منطقه حفاظت شده البرز مركزي شمالي به شرق مازندران  كه منجر به تخريب گسترده جنگل شده ،‌ جاده سازي در پارك ملي نايبند ، اكتشاف نفت در پارك ملي كوير،‌ جاده سازي در پارك ملي درياچه اروميه ،‌جاده سازي در درياچه پريشان و ... و دهها و دهها تخريب ديگر همه و همه محصول همين ارزيابي هاي لجام گسيخته و پر ار عيب و ايرادي است كه متاسفانه توسط اين سازمان از گذشته تا امروز همواره تاييد شده و تبديل به تبري شده در دست توسعه گرايان تا بر فرق سر محيط زيست ايران بكويند.

شگفتا از سازمان محيط زيست و آقاي محمدي زاده كه تاكنون ثابت كرده بود فردي است رسانه اي كه تاب و تحمل شنيدن انتقادات را دارد اما حالا احدي از مديرانش عليه يك فعال محيط زيست به دادگاه شكايت مي برد و او دم بر نمي آورد.

به هر حال خواستم بگويم اگر اعتراض به عبور خط لوله گاز از منطقه حفاظت شده تنگ صياد و يا هر منطقه ديگري در ايران تشويش اذهان عموم و نشر اكاذيب تلقي مي شود و در عوض تخريب جنگل و مرتع و تالاب و حراج حيات وحش به شكارچيان داخلي و خارجي و عربي و ... خدمت به كشور و توسعه است،  پس من هم ترجيح مي دهم يكي از همان منتشر كنندگان اكاذيب باشم ،چون با آقاي خاكپور موافق ام و از ايشان حمايت مي كنم.

لاگر هایی که از شیر یک ماده سگ تغذیه می کنند

خبرگزاریAP گزارش داده که چندی قبل در یکی از باغ وحش های کشور چین چهار توله از یک ماده ببر بدنیا آمدند که پدرشان یک شیر بوده . اما بعد از چند روز ماده ببر دیگر به بچه ها شیر نداده و درنتیجه ضعف جسمانی دو تا از بچه ها که دراصطلاح به آنها Liger (دورگه های حاصل از شیر نر و ببر ماده )می گویند مرده اند. حالا دوتا توله دیگر باقیمانده که یک ماده سگ انها را به عنوان فرزندان خود قبول کرده است!