ابتذال اخلاقي در كشور ما در برخورد با حيات وحش چه جنايت ها كه رقم نمي زند

امروز روزنامه همشهري مطلبي به قلم استاد ارجمند آقاي دكتر آخاني به چاپ رسانده كه دل هر انساني را به درد مي آورد . دكتر آخاني كه براي مطالعات گياه شناسي به ماهشهر رفته بود، ماجراي كشته شدن فجيع يك دلفين را توسط صيادان روايت كرده كه چطور شكم حيوان بي گناه را از هم دريدند و بعد هم اين انسان نماها ؛ نام خود را بر پيكر بي جان دلفين، با كارد حك كردند! دكتر آخاني مي نويسد :
"قلم از بيان عمق فاجعه ناتوان است. اينكه قاتلي آن قدر احساس امنيت و غرور كند كه نام خود را بر جسد مقتول حك كند كار عجيبي است و بيانگر ابتذال اخلاقي و فقر فرهنگي در لايههايي از جامعه است كه بهدليل ماهيت شغلي خود بايد به طبيعت عشق بورزند و از آن پاسداري كنند. دلفين نه پلنگ است و نه يوز و نه گرگ كه ترس ذهني از آن شما را وادار به چنين رفتار ددمنشانهاي كند. دلفين موجودي بيآزار است؛ موجودي كه به راحتي با انسان دوست ميشود و حتي ميتواند انسان را از گرفتاري نجات دهد. آخر اين موجود چرا بايد كشته شود آن هم به اين شكل فجيع!؟"

بارها از سنگدلي هموطنانمان در گوشه و كنار كشور در روزنامه هاي مختلف نوشته ام . اينكه چطور خرس را درگلستان با تبر كشتند و دست هايش را قطع كردند . اينكه چطور پلنگ بيچاره را در حريم امن پارك ملي خبر در كرمان به رگبار بستند و با ان عكس يادگاري گرفتند. يا توله هاي يوزپلنگي كه زنده زنده در بافق در آتش سوزاندند . يا گرگ مادر را در سوادكوه و در آشتيان زنده زنده با نفت سوزاندند . قاتلان امروز حيوانات و آنها كه حيات هيچ موجودي را جز خودشان تاب نمي اورند همان جنايتكاران و قاتلان فردا هستند كه براي رسيدن به منافع خود انسانها را مي كشند و از ميان بر مي دارند .
و چه خوب و بجا گفت : دكتر سيد جاويد آل داوود،رييس انجمن حمايت از حيوانات،نه سال قبل در مصاحبه اي كه با او داشتم ، در پاسخ به برخي مسئولان دستگاه قضايي كه برخورد با صاحبان حيوانات خانگي را در تهران آغاز كرده بودند ،گفت : داشتن سگ بهتر از داشتن دوستان ناباب است و چه خوب است كه فرزند من امروز در خانه با سگ و گربه و ... بازي كند تا اينكه با بچه هايي بازي كند كه جز آموزه هاي غلط و رفتارهاي نادرست چيز ديگري به او نمي اموزند . او ميگفت : همه قاتلان امروز همچون بيجه همان حيوان كشان ديروز هستند . وقتي تو به يك مورچه و يا ماهي و لاك پشت و ... نتواني رحم كني چطور مي تواني نسبت به جان انسانها مسئول باشي؟(بيجه همان جنايتكاري است كه اگر اشتباه نكنم در آن سالهانزديك به ۱۷ كودك تجاوز كرده و آنها را كشته بود و وقتي روانشناسان او را روانكاوي كرده بودند او گفته بود قبل از كشتار بچه ها، از كودكي تابزرگسالي نزديك به يكصد گربه و سگ را زنده به گور كرده بود!)
آقاي محمدي زاده! رياست محترم سازمان محيط زيست
اي كاش به جاي صرف هزينه هاي ميلياردي براي نگهداري ببر سيبري در ايران ،اين بودجه هاي نازنين را صرف امور آموزش محيطزيستي در كشور مي كرديد تا ديگر كمتر شاهد چنين فجايعي باشيم . وحال كه صدا و سيما تفره مي رود و با تبليغات زيست محيطي همچون تبليغات كارخانجات چيپس و پفك برخورد مي كند ، خود اين هزينه ها را مي پرداختيد و چهار تا تيزر و فيلم مي ساختيد تا شايد قدري رفتار مردم نسبت به محيط يست اصلاح شود.
هر چند اين رخدادها محصول يك روز و دو روز در كشور نيست و سالهاست كه فقر فرهنگي و تظاهر به انسانيت و دينداري جنايات زيادي را در برخورد با موجودات زبان بسته، رقم زده و مي زند اما از شما انتظار مي رفت كه لااقل الويت ها را بسنجيد و بودجه ها را در راهي هزينه كنيد كه نفعي براي محيط زيست ايران داشته باشيد نه اينكه در راه نگهداري دو ببر سيبري در زيستگاه نابود شده ميانكاله باشد.