پنج شنبه نوزدهم اردیبهشت ماه ،‌ مراسم اهدای سومین دوره جایزه امید به منظور گرامیداشت یاد و خاطر دكتر مهدی سمسار و تجلیل از روزنامه نگاران مستقل و جوان كشور برگزار شد . این جایزه كه هر ساله از سوی بنیاد دكتر مهدی سمسار و از سوی خانواده وی به یك روزنامه نگار جوان ایرانی اعطا می شود امسال در نهایت شگفتی به من روزنامه نگار محیط زیست تعلق گرفت 

دریافت لوح نفیس زنده یاد دكتر سمسار از دكتر معتمد ن‍‍ژاد و آروین ،‌كاریكاتوریست جوان و برنده سال قبل جایزه امید

از راست به چپ :‌گیتی سمسار ،‌دكتر معتمد ن‍ژاد ،‌آروین برنده جایزه سال قبل امید ، هادی حیدری ،‌كاریكاتوریست روزنامه اعتماد ملی و تقدیر شده بنیاد دكتر سمسار در سال گذشته. جای مسیح علی نژاد هم خالی بود .

دكتر مهدی مهدی سمسار ،یكی از برجسته ترین روزنامه نگاران قدیمی ایران است كه در سال 1381 در پاریس درگذشت . وی علی رغم اینكه تحصیلات آكادمیك خود را در رشته دكترای داروسازی گذرانده بود اما به روزنامه نگاری علاقمند شد و در عین حال كه در دانشكده داروسازی دانشگاه تهران مشغول تدریس بود و چندین كتاب هم راجع به داروسازی تالیف كرده بود ،‌ به روزنامه نگاری رو آورد . او بعدها موفق به كسب درجه دكترای روزنامه نگاری از دانشگاه پاریس شد و به عنوان سردبیر روزنامه كیهان در سالهای پیش از انقلاب سالها مشغول به كار بود تا اینكه علی رغم میل باطنی به سردبیری روزنامه رستاخیز منصوب شد اما در تمام این سالها و با وجود همه فشارهایی كه در دهه 50 در مطبوعات ایران حاكم بود،‌ وی همچون یك روزنانه نگار حرفه ای و بدون اینكه آلوده به جریانات سیاسی شود وجهه مردمی و مستقل بودن خود راحفظ كرد.

وی‍ژگی بارز دكتر سمسار اخلاق حرفه ای او در كار بود و اینكه هر گز آلوده به جریانات حزبی و سیاسی و مالی و ... نشد و ثابت كرد كه حتی با وجود خط قرمز های زیاد هم می توان اخبار را آنطور كه شایسته است به ظرافت و بدون جانبداری از گروههای خاص منتقل كرد. هر چند وی بعد از پیروزی انقلاب مدت كوتاهی را در زندان به سر برد اما خیلی زود ثابت شد كه پرونده وی عاری از هرگونه وابستگی به افراد و گروههای حاكم در ر‍‍ژیم گذشته بوده و از زندان آزاد و از اتهامات وارده تبرئه شد . دكتر سمسار بعد ازاین بیشتر وقت خود را به ترجمه و تالیف كتاب گذاشت به طوریكه تا به امروز بیش از 40 عنوان كتاب كه عمدتا كتب تاریخی هستند از او ترجمه به چاپ رسیده است .  دكتر سمسار در سال 1381 و در حالی كه مایل بود روزهای آخر عمر خود را در خاك وطن سپری كند در بستر بیماری و در پاریس درگذشت و همانجا نیز به خاك سپرده شد.

بعد از آن به تلاش گیتی سمسار و دو فرزندش به نام شهرزاد و شیرین بنیاد دكتر سمسار شكل گرفت . بنیاد دكتر سمسار از سال 1385 اقدام به اهدای جایزه ای تحت عنوان جایزه امید به روزنامه نگاران جوان ایرانی كرد تا راه این مرحوم را كه همیشه حامی خوبی برای جوانان روزنامه نگار بود ادامه دهد. جایزه امید سال نخست به مسیح علی ن‍ژاد و سال دوم به داوود احمدی مونس ( آروین به عنوان كاریكاتوریست ) ،‌و امسال نیز به یك روزنامه نگار محیط زیستی تعلق گرفت .

اهدای سومین جایزه امید به یك روزنامه نگار محیط زیستی

جایزه امید برای من كه تا به امروز شاید چندین بار هم موفق به دریافت جوایز جشنواره مطبوعات و ... شدم كاملا متفاوت و بسیار ارزنده بود . نخست اینكه :‌ این جایزه نام بزرگ مردی چون دكتر مهدی سمسار را با خود یدك می كشید و دوم اینكه این كه بنیاد دكتر سمسار با بررسی آثار همه روزنامه نگاران ایرانی در حوزه های مختلف سیاسی ،‌اجتماعی ،‌هنری ،‌اقتصادی و فرهنگی و ... خود دست به انتخاب زده و یك روزنامه نگار محیط زیستی را از خیل روزنامه نگاران بیرون كشیده و انتخاب كرده است .

من در این مراسم هم گفتم و باز هم می گویم : این جایزه قبل از آنكه متعلق به من مژگان جمشیدی باشد متعلق به جامعه كوچك طرفداران محیط زیست ایران است كه امروز به من به عنوان نماینده این افراد اهدا شده است ،‌ اینكه بعد از این همه سال و در حالی كه تعداد روزنامه نگاران محیط زیستی ایران به تعداد انگشتان یك دست هم نمی رسد و جو حاكم بر مطبوعات را جو سیاسی فرا گرفته ، اعطای این جایزه به یك روزنامه نگار  محیط زیستی این نوید را می دهد كه تلاش های چندین ساله ما برای خارج كردن محیط زیست از حاشیه تا حدی نتیجه داده و امروز چنان قد علم كرده كه ناگزیر یك محیط زیستی برای این جایزه انتخاب می شود .

هر چند در این مراسم آقای دكتر ناصر كرمی ،‌دبیر گروه شهری روزنامه همشهری نیز حضور داشتند و مرا با توصیفاتی كه كردند شرمنده كردند ،‌اما به حق جا داشت از ایشان و فرد دیگری كه شاید كمتر این روزها اسمش را شنیده اید ،‌تشكر كنم . اسماعیل عباسی ،‌ همان كسی بود كه نخستین بار وقتی یاداشت هایم را در سال 1378برایش در همشهری فرستادم با من تماس گرفت و از من خواست كه بیشتر بنویسم . او یك طرفدار راستین و واقعی محیطزیستی است كه انتشار موضوعات زیست محیطی در همشهری در دهه هفتاد جملگی حاصل تلاش او بوده ،‌

لذا از استاد ارجمندم آقای اسماعیل عباسی كه هنوز هم در گوشه ای از تاریكخانه همشهری در سكوت و تنهایی و بی نام و نشان قلم می زند یاد كردم و نیز از آقای دكتر كرمی .

دکتر احسان نراقی

دکتر احسان نراقی، جامعه شناس ،نویسنده و  صاحب نظر در امور سیاسی

مراسم سومین دوره اهدای جایزه امید كه در فضایی بی آلایش در منزل استیجاری دكتر سمسار برگزار شد با حضور جمعی از پیشكسوتان قلم و تاریخ و ادب و ... همچون دكتر معتمد ن‍ژاد ،‌ دكتر احسان نراقی ،‌دكتر باستانی پاریزی و ... همراه بود كه برای من روزی فراموش ناشدنی را رقم زد . ملاقات با دكتر باستانی پاریزی  یكی از این خاطرات فراموش ناشدنی بود و ایشان یازدهمین چاپ جدید كتاب معروفش درباره كوروش ذوالقرنین را كه البته در دوران دبیرستان با اشتیاق خوانده بودم به من اهدا كردند.

دکتر باستانی پاریزی

دکتر باستانی پاریزی

صرفنظر از جایزه امید و ارزش مادی اش كه برای من چندان مهم نیست، ‌دو جلد كتاب تاریخ امپراتوری هخامنشی  ترجمه زنده یاد دكتر سمسار نیز از طرف خانواده ایشان به من اهدا شد كه بسیار كتاب های ارزنده و خواندنی باید باشند .   

من و گیتی سمسار ،‌همسر زنده یاد دكتر مهدی سمسار

خانم گیتی سمسار همسر زنده یاد دكتر سمسار كه با اشتیاقی وصف ناشدنی مطالب زیست محیطی را دنبال می كنند اینقدر كه گاهی جا می خوردم وقتی می دیدم همه نوشته هایم را خوانده و جمع آوری كرده اند .

اعطای جایزه امید به یك روزنامه نگار محیطزیستی نشان داد كه این روزها پیام مظلومیت طبیعت این سرزمین در چهارگوشه كشور طنین انداز شده اینقدر كه دیگر محیط زیست در حاشیه نیست و نگرانی از بحران رو به رشد  تخریب محیط زیست در ایران و جهان ،‌ دل های نگران ایرانی ها را هم به خود مشغول كرده است.

جایزه امید و اعطای آن به یك خبرنگار زیست محیطی نشان داد كه تلاش های جمعی ما طرفداران محیط زیست برای ارتقا آگاهی های زیست محیطی جامعه چندان هم بی نتیجه نبوده و توانسته در كانون توجهات عمومی قرار گیرد. هر چند من خودم را در این موفقیت كه امیدوارم شایستگی اش راداشته باشم ، تنها نمی بینم و در این مراسم هم این موفقیت را از آن همه طرفداران محیط زیست ایران دانستم اما می خواهم بگویم ،‌ كه اگر ما همه دست به دست هم دهیم چه نتایج درخشانی كه حاصل نمی شود. پس بیاییم بار دیگر شمع نیمه خاموش محیط زیست ایران را روشن كنیم و از هیچ تلاشی برای ارتقا آگاهی زیست محیطی مردم و مسئولین دریغ نكنیم ،‌ به جای اینكه نفرین گر تاریكی ها باشیم و به جای اینكه مدام آیه یاس و ناامیدی بخوانیم كه چه فایده از این همه نوشتن ها و گفتن ها ، شمعی بیافروزیم تا همه تیرگی ها از بین رود و در حد خود كاری كنیم كه نفع ان شاید عاید محیط زیست شود ‌بیاییم هر یك ازما در هر جایگاهی كه هستیم برای نجات طبیعت این سرزمین و اعلام هشدار به موقع به مردم و مسئولان برای جلوگیری از تخریب محیط زیست نترسیم  و دریغ نكنیم.

در همین رابطه:پرشین كارتون و گزارش مراسم روز پنجشنبه ، خبرگزاری مهر ، روزنامه اعتماد ملی ، روزنامه كارگزاران ، كانون عالی گسترش فضای سبز و حفظ محیط زیست ایران،‌ روزنوشت های سید محمد مجابی، سرباز زمین ،‌