120 کیلومتر از تهران تا کپنهاک !
ممنوعیت احداث صنایع در شعاع 120 کیلومتری تهران که پیش از این توسط احمدی نژاد لغو شده بود، سرانجام دیروز ابلاغ شد . لغو این قانون که از پشتوانه ای 40 ساله در حقوق محیط زیست ایران برخوردار است نه تنها به خودی خود حایز اهمیت است بلکه از این جهت که درست در نخستین روز از آغاز به کار اجلاس کپنهاک این قانون ستیزی توسط دولت دهم اعلام می شود ، نیز از اهمیت دو چندانی برخوردار می شود و این پرسش را در اذهان دوستداران محیط زیست مطرح می کند که اساسا دولتی که در زیر پا گذاشتن قوانین محیط زیستی ید طولانی دارد و هنوز در ابتدایی ترین مفاهیم محیط زیستی مانده است، چه دلیلی دارد در اجلاس کپنهاک هم شرکت کند؟
اصلا قرار است در کپنهاک از کدامین پرونده مثبت ایران در زمینه محیط زیست دفاع شود ؟ از کدام طرح و پروژه برای کاهش انتشار گازهای گلخانه ای می خواهیم سخن بگوییم ؟ از اینکه هنوز یگانه جنگل های ایران در منطقه هیرکانی قربانی طرح های جنگل خواری برخی افراد صاحب نفوذ و مافیای نفتی و پتروشیمی می شود می خواهیم سخن بگوییم یا از توسعه مجتمع مس سونگون که بار دیگر تخریب جنگل های ارسباران را هدف قرار گرفته است؟ از اینکه در ۴ سال گذشته حتی نتوانستیم یک پروژه مکانسیم توسعه پاک در کشور داشته باشیم و نتوانستیم از فرصت های موجود در کیوتو به نفع خودمان استفاده کنیم ؟؟
ما دستاوردی نداشتیم و نداریم که امروز بخواهیم راجع به آن بگوییم
امروز در کپنهاک نمایندگان 190 کشور جهان گرد هم آمدند تا مقدمات انعقاد یک پیمان جهانی را برای کمک به کاهش انتشار گازهای گلخانه ای فراهم کنند ، و قرار است هفته آینده این پیمان به امضای سران کشورهای جهان ( از غنی و فقیر گرفته تا صنعتی و غیر صنعتی ) برسد .
در چنین شرایطی که انتظار می رفت نمایندگان دولت ایران قبل از بستن چمدان های خود برای سفر چند روزه به کپنهاک ، حداقل ، برنامه های خود را به شهروندان کشورشان ارایه کنند ( البته اگر برنامه ای وجود داشته باشد!! ) انتشار خبر لغو ممنوعیت استقرار صنایع در شعاع 120 کیلومتری تهران ، حضور نمانیدگان دولت ایران در این اجلاس را زیر سوال برد .
براستی دولتی که هنوز بعد از این همه نفس های به شماره افتاده کودکان و سالمندان تهرانی و بعد از این همه امراض ریوی و قلبی و خسارات اقتصادی و بهداشتی ناشی از آلودگی هوا باز هم در صدد است آلاینده های بیشتری را در ریه تهرانی ها بدمد چه دلیلی دارد که در جمع دیگر کشورهای جهان که هر یک برنامه ای برای کاهش انتشار گازهای گلخانه ای دارند حضور یابد؟ مطمئنا برخی از این کشورها حتی اگر برنامه ای هم نداشته باشند حداقل اعتقاد به حفظ محیط زیست و نجات کره زمین دارند. برخی دیگر از این کشورها هم اگر تا به امروز تعهدی به نجات زمین نداشتند اما امروز آمدند تا سهم خود را در این امر ایفا کنند؟ اما ایران چطور ؟! ما هم در پیچ و خم کوچه اول ماندیم .
دولتی که معاون اولش در دوره قبل سیاست های حفظ محیط زیست را توطئه غرب علیه دنیای اسلام معرفی کرد و رییس دولتش منابع طبیعی را سد راه توسعه اعلام می کند، شاید همین بس که نخست به فکر خنثی کردن توطئه های دیگر کشورها و یا تشریح اهمیت محیط زیست برای خودش باشد. آیا براستی ایران دلش به حال کره زمین می سوزد ؟ آیا براستی ما دلمان به حال خرس های قطبی و مردمان ساحل نشین اندونزی و بنگلادش و مالدیو که به زودی زیر آب می روند ، می سوزد ؟
من نمی گویم همه دنیا دلشان به حال زمین می سوزد الا ایران ، اما آنها لااقل دلشان برای خودشان که می سوزد ولی ما چطور؟
کاش ما هم دلمان برای نفس های به شماره افتاده ساکنان جنوب و غرب ایران از گرد و غبار و حلقوم های پر از دود و دوده تهرانی ها می سوخت. کاش دلمان ذره ای برای نجات طبیعت خودمان می سوخت
راستی شما باور می کنید که صنایعی که قرار است در شعاع 120 کیلومتری تهران مستقر شوند ، صنایع سبز و پاک باشند ؟ در کشوری که سازمان محیط زیستش هر چه صنعت آلاینده سیمان و پتروشیمی و خودروسازی و ... هست به عنوان صنایع سبز معرفی می کند ، مفهوم صنایع سبز نیز ناگفته پیداست !!!